پارادایم‌های علمی معاصر و نظریه‌های یادگیری

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه بجنورد

2 دانشیار دانشگاه تربیت مدرس

3 دانشیار دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.22111/jeps.2014.2155
چکیده

مقاله حاضر که از بُعد روش‌شناسی تحقیق، تحلیلی، از منظرِ هدف، نظری، و از منظرِ پارادایم زیربنایی، از نوع کیفی به‌شمار می‌رود، به دنبال بررسی و طبقه‌بندی فلسفی و معرفت‌شناختی نظریه‌های یادگیری غالب و همچنین نظریه‌های نوظهور و کمترشناخته شده است. نظریه‌های علمی از جمله نظریه‌های یادگیری، همواره توسط رویکردهای بنیادی‌تری از جمله رویکردهای فلسفی و معرفت‌شناسی، و در کلان‌ترین سطح، توسط پارادایم‌های علمی هدایت می‌شوند. تحلیل و شناسایی پارادایم‌هایی که نظریه‌های یادگیری در بستر آنها رشد کرده‌اند، امکان شناخت عمیق‌تر و جامع‌تر آنها را فراهم می‌آورد و راه استفاده مؤثرتر و آگاهانه‌تر آنها را در عرصه تعلیم و تربیت هموار می‌کند. این امر در آنجا اهمیت بیشتری دارد که نظام تربیتی، و به عبارت دقیق‌تر، فلسفه تربیتی اقتباس کننده، از مختصات فلسفی، معرفتی، انسان‌شناختی و ارزشی متفاوتی نسبت به پارادایم‌های مذکور، برخوردار باشد. در مقاله پیش‌رو پارادایم‌های علمی معاصر یعنی مدرنیسم، پست‌مدرنیسم و پیچیدگی در مقایسه با یکدیگر مورد مطالعه قرار گرفته و نسبت آنها با رویکردهای فلسفی و معرفت‌شناختی و در نهایت با نظریه‌های یادگیری رفتارگرایی، شناخت‌گرایی، سازنده‌گرایی و ارتباط‌گرایی روشن شده است. ضمن این بررسی این مقاله سعی کرده است نشان دهد که سازگاری بیشتر پارادایم پیچیدگی-به نسبت دیگر پارادایم‌ها- با واقع‌گرایی اسلامی، از برخی جنبه‌های اصلی هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی، می‌تواند راه را برای بهره‌گیری مؤثرتر از نظریه‌های یادگیری که در سایه آن رشد کرده‌اند، هموار کند.

کلیدواژه‌ها