پداگوژی گفتمانی و کنشی هابرماس در آموزش جغرافیا
نویسندگان
1 استادیار گروه آموزش جغرافیا، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
doi
10.48310/rsse.2025.4056چکیده
پیشینه و اهداف: کنش مفاهمهای ارتباطی است مبتنی بر تعامل چندسویه مفهوم و محتوا که ساختار آن با تفاهم اشتراکی چندجانبه مبتنی بر تخصص (نه انحصار)، اساس مییابد. در این کنش افراد در میزواره ای آزاد با مشارکت همدیگر و خارج از فرایندهای انحصار و قدرت به تبادل نظر پرداخته و در روی مفاهیم به درک مشترک رسیده و مفهوم واحد ارائه میدهند. روشها: این پژوهش به بررسی نقش کنش ارتباطی مبتنی بر نظریه هابرماس در آموزشهای مکان و فضاپایه جغرافیا پرداخته است. مطالعه حاضر از نوع مطالعات سامانمند مبتنی بر مرور و توسعه ادبیات نظری و مدلسازی تبیینی است که گردآوری دادههای آن مبتنی بر ادبیات کتابخانهای میباشد. یافتهها: یافتهها نشان می هد فلسفه مبتنی بر کنشگری پداگوژیک میتواند در تبیین مفاهیم جغرافیا بهویژه تحلیل فضایی عوامل و عناصر جغرافیایی مؤثر عمل نموده و با عملکرد اکتشافی یادگیری مفاهیم جغرافیایی را پایدار نموده و مفاهیم تحلیلی جغرافیا را با کنش تفاهمی ساختار مشترک میدهد. نتیجهگیری: در نتیجه میتوان گفت که آموزشهای مبتنی بر کنشگری ارتباطی در ساختار دروس میانرشتهای جغرافیا ضمن ایجاد ارتباط تعاملی، همافزایی آموزشی میانرشتهای را نیز توسعه میدهد.