«بررسی تبارشناسانه و مسئلهمندانه سوژه» در نسبت با «تاریخِ سوژهمندی و تکنیکهای خود» در اندیشه فوکو
نویسندگان
1 دانشگاه تبریز - دانشکده ادبیات فارسی و زبان های خارجی - گروه فلسفه
2 استادیار گروه فلسفه دانشگاه تبریز
3 استاد دانشگاه تبریز
doi
10.48308/kj.2024.236434.1264چکیده
فوکو در متن «سوژه و قدرت» (1982)، 2 سال پیش از مرگش، گفت که درونمایه کلی پژوهشهایش نه «قدرت» بلکه «سوژه» است. درسنامههای «سوبژکتیویته و حقیقت» (1981-1980) و «هرمنوتیک سوژه» (1982-1981) نیز موید این تاکید بودند بالاخص که او پروبلماتیک کلی این درسها را «سوژهمندی و حقیقت» میدانست تا نشان دهد سوژه باید در نسبت با حقیقت، مسئلهمند شود. او سرانجام در پیشگفتار «تاریخ سکسوالیته» (1984) و 8 سال پس از جلد اول آن، صورتبندی کلی فرآیند اندیشهاش و چرایی معطوفشدن به «تبارشناسی» را ارائه داد؛ برمبنای این مقدمه، این مقاله پس از تبیین چگونگی نسبت سوژه با شبکۀ قدرت و حقیقت به این نتیجه رسیده است که روش و رویکرد بررسی سوژه «تبارشناسی و مسئلهمندی» است و عرصۀ مرجع و حوزۀ تحقیقِ بازشناسی و برساختنِ خود بهمنزله سوژه، تاریخ انسان میلگر و متعاقب آن سکسوالیته است. درواقع «تکنیکهای خودِ» مرتبط با سامانه سکسوالیته، ارتباط دائمی فرد با خودش را سبب میشوند و این چیزی نیست جز تولید دائمی سوژهمندی؛ پس با مطالعه تاریخ این تکنیکها میشود به تاریخ سوژهمندی دست یافت اما این تاریخ زمانی منجر به دستیابی به تبارشناسی سوژه میشود که تقاطع تکنیکهای خود و استیلا با همدیگر را تحلیل کنیم و تقاطع تکنیک خود و استیلا نیز چیزی نیست جز معنای «حکومتمندی» و «حکمرانی»، آن هم حکمرانی بهمعنای هدایت رفتارها و مدیریت امکانها بهواسطۀ انواع بازیهای حقیقت، برایناساس نتیجه میشود که سکسوالیته نهتنها حوزهای مناسب برای مطالعۀ تبارشناسانه تاریخ سوژهمندی و تکنیکهای خود بلکه حوزهای غنی است برای فهم حکمرانی و روشهای پیچیدهتر کارکرد رویههای قدرت.