تصورات شناختی در فلسفۀ رواقی متقدم

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری دانشگاه شهید بهشتی

2 دانشگاه شهید بهشتی

doi
10.48308/kj.2024.234578.1222
چکیده

در این مقاله سعی بر این بوده است تا جایگاه خاص تصورات عقلانی به‌طورکلی و نوع خاصی از آن‌ها یعنی تصورات شناختی، در معرفت‌شناسی رواقیون اولیه، برای دستیابی به شناخت ضروری مورد بررسی قرار گیرد. برای این منظور، ابتدا طریقۀ تشکیل تصورات در جزء فائقه، ازحیثِ طبیعی، روشن می‌گردد. سپس به این موضوع پرداخته می‌شود که تصورات انسان به‌عنوانِ موجودی عاقل، به‌دلیلِ همراه بودن با محتوایی جدایی‌ناپذیر و البته غیرمادی، دارای تفاوتی رفع‌ناشدنی با تصورات موجودات غیرعاقل ازجمله کودکان است و بنابراین سخن برخی از مفسران مبنی بر شباهت این تصورات در مرحلۀ اول پیدایش آن‌ها در نفس صادق نیست. برای این منظور، جایگاه مفاهیم نزد رواقیون و تفاوت رویکرد آن‌ها با دیگر متفکران باستان، ازجمله اپیکوروس، بررسی می‌شود. درنهایت، با تکیه بر رویکرد علّی و نقش فنون و ناکافی دانستن توجه به ویژگی‌های ظاهری، چگونگی تمییز تصورات شناختی از غیرشناختی مورد تحلیل قرار می‌گیرد.