درنگی در رهیافت پارالوژیستی (مغالطی) لیوتار به دانش و عقلانیت در «وضعیت پسامدرن»
doi
10.48308/kj.2024.235250.1235چکیده
لیوتار بحرانِ مشروعیتِ روایتهایِ کلان را از خصائص «وضعیت پستمدرن» میداند. «فراروایت»ها نظامهایی از اندیشهاند که خود را به مثابه معیار نهایی حقیقت، مشروعیت، توجیه، تبیین و داوری عرضه میکنند. «روایت نظرورزانه» و «روایت رهایی» از جملة این فراروایتها است، که هر دوی آنها مبتنی بر «نظریة بازنمودی معرفت» بوده و دانش و عقلانیت دورة مدرن بر اساس چنین رهیافتی پا گرفته است. کوشش این بوده که در این جستار نشان دهیم چگونه لیوتار با «نقد نظریة بازنمودی معرفت» زمینه را برای نقد هر گونه «فراروایت» و نیز «علم و عقلانیت» مدرن فراهم میکند و با تأکید بر نسبت میان علم و قدرت از سویی و تکثر بازیهای زبانی از سوی دیگر از وجه پارالوژیک (مغالطی) مشروعیت و توجیه در ساحت «دانش و عقل» پرده برمیدارد. همچنین در این مقاله بیان شده که چگونه نقد لیوتار مبنی بر بیاعتقادی به فراروایتها به نحوی دامن ادعای او را (به مثابه یک فراروایت جدیدی که از دل وضعیت پستمدرن برآمده) در برمیگیرد. افزون بر این، لیوتار هم از تنوع بازیهای زبانی سخن گفته و هم کلانروایتهایی را که به نحو ناموجهی در پی اثبات برتری خود هستند کنار گذاشته است، بیآنکه تفکیک و تمایزی میان آنها ایجاد کرده باشد، این مواضعِ انتقادیِ تجویزیِ او در کنار تنوع ادعایی او در قلمرو بازیهای زبانی از جمله نقدهای دیگری است که در این جستار بر اندیشة لیوتار در نقد علم و عقلانیت در وضعیت پسامدرن مطرح شده است.