بررسی عوامل موثر بر سازگاری کارکنان نیروی انتظامی در انتقال به مناطق عملیاتی و پیامدهای آن به شیوه پژوهش زمینهای
نویسندگان
1 پژوهشگاه ملی مهندسی ژنتیک و زیست فناوری
2 دانشگاه شهید بهشتی
3
doi
10.22034/phr.2022.1265612.1190چکیده
انتقال محل خدمت یکی از شیوههای مدیریت منابع انسانی در داخل سازمان ها است. پژوهش حاضر به بازسازی معنایی انتقال کارکنان ناجا به مناطق عملیاتی و پیامدهای آن به شیوه پژوهش زمینهای میپردازد. میدان پژوهش دربرگیرنده همه کارکنان انتقال یافته ناجا است که در زمان انجام این پژوهش در سالهای 1399-1400 در استان هرمزگان حضور داشتند. پس از انجام مصاحبه نیمه ساختار یافته با 40 نفر از آنها، دادهها به شیوه نظام مند استراوس و کوربین تجزیه و تحلیل شدند. 129 کد اولیه، 41 مقوله فرعی، 13 مقولة اصلی و یک مقولة هسته(ساختار- عاملیت) از کدگذاری دادهها استخراج و در مدل پارادایمی در قالب شرایط علی، مداخله گر، زمینه ای، راهبردها و پیامدها گردهم آمد. شرایط علی شامل نیروی انسانی سازمان، احساس تبعیض سازمانی و شبکه حمایت سازمانی؛ شرایط زمینهای شامل متغیرهای جابجایی جغرافیایی و تجانس مبدا-مقصد و شبکه حمایت خانوادگی و مطالبات ساختاری خانواده نیز به عنوان شرایط مداخله گر طبقه بندی شدند. در رابطه دیالکتیکی بین ساختار و عاملیت، کارکنان انتقال یافته با راهبردهای خانوادگی، اقتصادی، روانی و ارتباطی، خود را سازگار میکنند. دیالکتیک ساختار و عاملیت از دیدگاه کارکنان، پیامدها و نتایج ناگواری برای زندگی آنها در ابعاد اجتماعی، خانوادگی، سازمانی-شغلی و محیطی به همراه دارد. برای اصلاح و بهبود این وضعیت، تدابیری بر پایه اصلاح شیوه نامه انتقال، حمایت سازمانی و همراه سازی مناسب خانواده برای کاهش تنشهای شغلی و محیطی و در کنار آنها توجه به بومی گزینی و محرومیت زدایی از مناطق عملیاتی پیشنهاد میشود.