تحلیل و بررسی رازوارگی خودشناسی در اندیشه ی کانت

نویسندگان

1 استاد گروه فلسفه دانشگاه بین المللی دانشگاه امام خمینی (ره)

2 دانشجوی دکتری دانشگاه بین المللی امام خمینی

doi
10.48308/kj.2024.234754.1224
چکیده

مسئلۀ خودشناسی یا شناختِ خود اگرچه مسئله‌ای است کهن اما همواره چالش‌برانگیز و ناسازوار بوده است. ازآنجاکه «خود» محور اصلی اندیشۀ کانت در هر سه نقد بوده است، در نوشتار حاضر تلاش خواهیم کرد که رازوارگی شناختِ خود را در کانت بررسی کنیم. به همین منظور، می‌کوشیم به‌اجمال بررسی کنیم که (1)خودآگاهی چه تفاوتی با شناخت «خود» دارد. (2) آگاهی از چیزی که شناختی از آن نداریم یکی از تنگناهای فلسفۀ کانت است و درموردِ «خود» این تنگنا اندکی بیشتر نمود دارد. اما این رازوارگی را ایراد کانت دانست، زیرا خود در بحث خودشناسی همواره یک قدم منطقی از خودش عقب است. (3) و نهایت اینکه به‌رغمِ ادعای کانت مبنی بر اینکه شیء فی‌نفسه با زمان نسبتی ندارد، سعی خواهیم نمود که ارتباط «خود» به‌عنوانِ شیء فی‌نفسه را با زمان، که به رازوارگی «خود» می‌‎انجامد، بررسی کنیم..