شناسایی و تحلیل بازیگران اصلی و تأثیرگذار در حکمروایی خوب روستایی موردمطالعه: شهرستان اردبیل

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه ریزی روستایی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

2 استاد گروه جغرافیای انسانی و آمایش، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

3 دانشیار گروه جغرافیای انسانی و آمایش، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

doi
10.22108/sppl.2022.134550.1667
چکیده

طرح مسئله: حکمروایی روستایی، فرایند نوینی است که در نظام مدیریت روستایی با دارابودن اصول، معیارها و شاخص‌هایی متفاوت از رویکردهای مطرح‌شدۀ ماقبل خود، بازیگران متعددی در عرصۀ روستایی دارد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان اثرگذاری شورا، دهیاری، جهاد کشاورزی، بنیاد مسکن و ... در حکمروایی روستایی شهرستان اردبیل انجام شده است. روش‌شناسی پژوهش: این پژوهش ازلحاظ هدف، کاربردی و براساس ماهیت، توصیفی- تحلیلی است. جامعۀ آماری، 30 نفر از کارشناسان و متخصصان عرصۀ روستایی بودند. روش نمونه‌گیری در این پژوهش در ابتدا به‌صورت هدفمند و در ادامه گلوله‌برفی بود. برای تحلیل موضوع از نرم‌افزار مکتور بهره گرفته شد. یافته‌ها: تعداد نه بازیگر و نه هدف در نرم‌افزار تحلیل شدند و میزان اثرگذاری و اثرپذیری، رقابت‌پذیری و همگرایی وتوافق و واگرایی بین بازیگران بررسی شد. نتایج نشان‌دهندۀ آن است که عملکرد بازیگران در راستای تعیین و دستیابی به اهداف نقش مهمی دارد. بیشترین میزان اثرگذاری مربوط به شبکه‌های اجتماعی با 111 اثر و سمن‌ها با 100 اثر بود؛ همچنین بیشترین میزان رقابت‌پذیری مربوط به شبکه‌های اجتماعی با 05/2 است. بین 9 هدف در نظر گرفته‌شده برای حکمروایی، بیشترین میزان توافق بین بازیگران در رابطه با هدف مسئولیت‌پذیری بود. نتایج: در رویکرد حکمروایی روستایی در ادارۀامور روستا، برای تقویت هدف‌های در نظر گرفته‌شده، همگرایی بین بازیگران ضروری و مشهود است. هرچند عملکرد سمن‌ها و شبکه‌های اجتماعی نقش بیشتری داشت، خروجی و نتایج نشان‌دهندۀ توافق و همگرایی بین تمام بازیگران بوده است و بازیگران بر سر اهداف تعیین‌شده مخالفت و واگرایی نداشتند. نوآوری: در پژوهش حاضر برای نخستین بار به تحلیل بازیگران کلیدی حکمروایی روستایی با استفاده از تکنیک مکتور توجه شده است.