بررسی فعالیت فیبرینولیتیک عصاره پلی‌فنلیک زردچوبه (Curcuma domestica Valet.)، دارچین (Cinnamomum verum J.Presl)، گلپر (Heracleum persicum Desf. Ex Fischer) و آویشن شیرازی (Zataria multiflora Boiss.) در محیط برون‌تنی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد فیزیولوژی جانوری، مرکز تحقیقات قلب و عروق، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

2 کارشناس بیوشیمی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد فلاورجان

3 کارشناس بیوشیمی و عضو رسمی باشگاه پژوهشگران جوان، دانشگاه آزاد اسلامی واحد فلاورجان

4 استاد، فارماکوگنوزی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

5 دانشیار، بیوشیمی بالینی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، مرکز تحقیقات قلب و عروق

6 دانشیار، فارماکوگنوزی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، مرکز تحقیقات قلب و عروق

7 دکترای داروسازی، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

doi
10.22092/ijmapr.2010.7142
چکیده

اختلالات هموستاتیک منجر به ایجاد لخته‌های نابجا و ترومبوآمبولی می‌گردد. داروهای فیبرینولیتیک نظیر استرپتوکیناز و اوروکیناز برای درمان ترومبوآمبولی بکار می‌روند. این داروها محدودیت‌هایی دارند و سبب ایجاد اثرهای ناخواسته و گاهی مرگبار می‌شوند. ترکیبهای گیاهی به‌عنوان ترکیبهایی سالم و بدون اثر جانبی در نظر گرفته می‌شوند. با نظر به اینکه چهار گیاه زردچوبه (Curcuma domestica Valet.)، آویشن شیرازی (Zataria multiflora Boiss.)، دارچین (Cinnamomum verum J.Presl) و گلپر (Heracleum persicum Desf. Ex Fischer) در طب سنتی به‌عنوان گیاهان ضد انعقاد و رقیق‌کننده خون معرفی شده‌اند، در این مطالعه اثرهای فیبرینولیتیک این گیاهان مورد بررسی قرار گرفت. جهت بررسی اثر فیبرینولیتیک، فیبرینوژن نشاندار شده با FITC با پلاسمای انسانی مخلوط و به آن ca+2 اضافه گردید. عصاره پلی‌فنلی تهیه شده چهار گیاه ذکر شده در غلظت‌های 05/0، 5/0، 5 و 50 (mg/ml) به تنهایی و همراه با استرپتوکیناز به لخته نشاندار اضافه شدند و 10، 20، 40 و 60 دقیقه پس از اضافه نمودن عصاره‌ها فلورسانس ناشی از FITC تعیین گردید (510Em= و 478Ex=). نتایج نشان می‌دهند که عصاره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های آویشن شیرازی، دارچین و زردچوبه دارای اثر فیبرینولیتیک می‌باشند. این اثرها معنی‌دار (05/0p≤) و وابسته به دوز می‌باشند. عصاره گلپر اثر فیبرینولیتیک معنی‌داری ندارد. اثر فیبرینولیتیکی ناشی از استرپتوکیناز در حضور عصاره‌ آویشن شیرازی به صورت وابسته به دوز افزایش می‌یابد. در حضور عصاره زردچوبه و دارچین فقط در غلظت‌های 5 و 50 (mg/ml) اثر فیبرینولیتیکی ناشی از استرپتوکیناز به صورت معنی‌دار افزایش می‌یابد (05/0p≤). عصاره گلپر تأثیری بر اثر فیبرینولیتیک استرپتوکیناز ندارد. بنابراین می‌توان گفت که آویشن شیرازی دارای بیشترین اثر فیبرینولیتیک و پس از آن به‌ترتیب دارچین و زردچوبه دارای اثر فیبرینولیتیک معنی‌دار هستند و می‌توانند در شرایط آزمایشگاهی سبب حل لخته شوند. در پایان، پیشنهاد می‌شود که ترکیبهای موجود در این گیاهان که سبب حل لخته می‌شوند بررسی و همچنین خصوصیت حل لخته توسط این گیاهان در محیط In vivo در تحقیقات آینده شناسایی شوند.