تفسیر‌های قضایی از بزهکاری ناشی از «اجبار زناشویی»

نویسندگان

1 دانشیار، گروه حقوق کیفری و جرم‌شناسی، دانشکدۀ حقوق، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

2 کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم‌شناسی، گروه حقوق کیفری و جرم‌شناسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

doi
10.22054/jclr.2025.84512.2741
چکیده

پذیرش «اجبار زناشویی» یکی از راه‌های مهم برای به رسمیت شناختن مشارکت اکراهی یا اجباری زنان در ارتکاب جرم به‌شمار می‌رود. این مقاله با رویکردی کیفی، به بررسی مسئولیت کیفری زنانی می‌پردازد که تحت اجبار اجتناب‌ناپذیر همسر خود مرتکب رفتارهای مجرمانه شده‌اند. پرسش محوری پژوهش این است که نظام عدالت کیفری ایران، باوجود نپذیرفتن رسمی «دفاع اجبار زناشویی»، چه واکنشی در برابر این گروه از مرتکبان نشان می‌دهد و چگونه شرایط آن‌ها را ارزیابی می‌کند؟ داده‌های تحقیق از طریق مصاحبه‌های عمیق با ۲۱ زن بزهکار یا در معرض بزهکاری و همچنین قضات محاکم تهران و زنجان گردآوری شده و در کنار آن ۱۰ رأی صادره دربارۀ زنان بزهکار نیز مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج حاصل از این مطالعۀ میدانی نشان می‌دهد که وضعیت زنانی که تحت سلطۀ «رابطۀ قدرت» و فشارهای همسر به ارتکاب جرم سوق داده می‌شوند، در نظام قضایی ایران به‌ندرت مورد شناسایی قرار می‌گیرد. بسیاری از قضات، دفاع مبتنی‌بر «اجبار زناشویی» را قابل استماع نمی‌دانند، اما گروهی از آن‌ها که رابطۀ قدرت در رابطۀ زناشویی را به رسمیت می‌شناسند، درصورتی‌که شرایط اضطراری مرتکب را احراز کنند، سعی می‌کنند با روش‌های غیررسمی از پذیرش مجرمیت زن طفره روند.