ساختار کیفر به عنوان پدیده‌ای اجتماعی

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد حقوق کیفری و جرم‌شناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

2 دانشیار گروه حقوق کیفری و جرم‌شناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

doi
10.22054/jclr.2025.85832.2767
چکیده

هنجارها و تعاملات، هنگامی که در عرصۀ حیات جمعی وقوع یابند، در مقام پدیده یا واقعیت اجتماعی شناخته می‌شوند. در هر جامعه‌ای این‌چنین پدیده‌های اجتماعی گاه صورت انحراف یافته‌ای به خود می‌گیرد که بنا به تعریف جوامع مختلف، آن را مجرمانه تلقی می‌کنند. در تقابل سنتی با این جریان انحرافی، کیفر به‌عنوان فرصت بازگشت یا متوقف‌کنندة جرم، ماهیتی مفید و در عین حال مرموز دارد. تاکنون تلاش‌های زیادی در جهت شناساندن فواید و مضرات کیفر طبق دیدگاه‌های مختلف شده‌ است؛ اما آنچه باید بدان پاسخ داد این است که آیا ما در وهلۀ نخست به فهم ماهیت کیفر دست یافته‌ایم تا بتوانیم پس از آن درزمینۀ هرگونه بحث فلسفی و نظری عمیق‌تر ابراز عقیده کنیم؟ بر این اساس، در این پژوهش سعی شده است تا با عنایت به ماهیت جامعه‌شناختی کیفر، تعریفی متفاوت اما کاربردی از آن ارائه شود. ضمن آنکه کوشش برای چنین تعریفی متأثر از جریان اثبات‌گرایی قرن هجدهم است، باید توجه داشت که هرچند که یافته‌های نظری اهمیت دارند،‌ دستیابی به تعریفی علمی و محسوس از کیفر ضرورتی مقدماتی به‌شمار می‌آید. پس از شناخت ماهیت کیفر به‌عنوان یک پدیدة اجتماعی، بررسی ارتباط آن با سایر پدیده‌های اجتماعی کلان در سطح جامعه خصوصاً پدیدة همبستگی اجتماعی، اهمیتی ویژه می‌یابد. زیرا همان‌گونه که قدرت و حاکمیت نیم‌تنة نظام کیفر را شکل می‌دهد، احساسات و وجدان جمعی نیز نیمة دیگر این شاکله را پدید می‌آورد. بنابراین شناسایی روابط کیفر با این‌گونه پدیده‌هاست که ما را به‌سوی ارائة تعریفی صحیح و جامع از کیفر سوق می‌دهد. در این تحقیق با روش کتابخانه‌ای و مطالعة میان رشته‌ای، از رهگذار یافته‌های جامعه‌شناسی و عدالت کیفری به بررسی جایگاه کیفر در میان پدیده‌های اجتماعی و همچنین ارتباط آن با سایر پدیده‌های اجتماعی کلان می‌پردازیم.