بررسی انتقادی رویکرد فلسفی دیوید بوهم به علیت براساس فلسفه ملاصدرا
نویسندگان
1 گروه فلسفه دانشگاه قم
2 دانشگاه قم
doi
10.48308/kj.2023.233172.1189چکیده
در یک قرن اخیر، برخی از فیزیکدانان اصل علیت عمومی را در علم به چالش کشیدند و ادعا کردند که در برخی عرصههای جهان، ازجمله در عرصۀ دنیای ریز و دنیای زیراتمی، اتفاقاتی میافتد که با دترمینیسم، موجبیت و قطعیت در حوادث و پیشبینی حوادث منافات دارد که مورد انتقاد برخی از دانشمندان سرشناس نیز قرار گرفته است. تفسیرهای موجبیتی متفکران مکتب کپنهاگی از قانون علیت، بهویژه در تفسیر مسیر ذرات، استدلال غلطی را شکل داده و موضوعی عملگرایانه به موضوعی هستیشناسانه ارجاع شده که فیزیک را به ورطهای غیر از حوزۀ تخصصی خود وارد میکند. دیوید بوهم، از بزرگترین فیزیکدانان قرن بیستم، با تفسیر هستیشناختی خود و بهکارگیری متغیرهای پنهان در مکانیک کوانتومی، به مخالفت با تفسیر کپنهاگی، که در آن زمان تفسیر رایج بود، پرداخت و توانست یک صورتبندی علّی از نظریۀ کوانتوم ارائه دهد. از دیدگاه ملاصدرا، اصل علیت در عالم هستی حاکم است و هیچ فعلی بدون علت رخ نخواهد داد. تکیه ملاصدرا بر اصالت وجود، این نتیجه را به دنبال دارد که اگر علیتی در جهان هستی وجود دارد، فقط در بستر وجود است و معیار نیاز موجودی به دیگری تنها به حقیقت وجود و فقر وجودی نهفته در ذات موجود بازمیگردد. بوهم در تفسیر خود از مکانیک کوانتومی، نگاهی کلی و فلسفی را در نظر داشته و، با طرح متغیرهای نهان، گامی مؤثر در نزدیکی به واقعیت برداشته است. آنچه ضروری است این است که متغیرهای پنهان را صرفاً به امری فیزیکی و مادی برنگردانیم تا بتوان شاکلهای جامع برای حل مسائل در نظر گرفت.