نقشه برداری نیمه تفصیلی سطوح پلایایی غرب دریاچه ارومیه و نقش آنها در تولید ریزگردها
نویسندگان
1 پیداش رده بندی و تخمین مکانی
2 گروه علوم خاک، انشکده کشاوزی، دانشگاه تربیت مدرس
3 گروه علوم خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.30466/asr.2024.121427چکیده
پسروی سواحل دریاچهها و در معرض فرسایش بادی قرار گرفتن رسوبات بستر، در نتیجه تغیرات اقلیمی و کاهش بارندگی، پدیدهای خطرناک در مناطق خشک و نیمهخشک جهان میباشد. ریزگردهای ایجاد شده از چنین محیطهایی، اغلب شور بوده و اثرات زیستمحیطی مخرب متعددی از جمله شورشدن زمینهای کشاورزی و تشدید جنگلزدایی را دارند. اهداف پژوهش حاضر عبارت از مطالعه سطوح پلایایی غرب دریاچه ارومیه و بررسی پتانسیل تولید گردوغبار توسط این سطوح بود. بدین منظور تمام اراضی برجای مانده از پسروی دریاچه ارومیه در حاشیه غربی انتخاب گردیدند. با استفاده از تصاویر ماهوارهای و نرمافزار گوگل ارث، سطوح پلایایی مختلف شکل گرفته، جداسازی شده و مرزهای ترسیم شده این سطوح با مرزهای واقعی در صحرا مطابقت داده شدند. سپس 130 نمونه خاک از عمق 0 تا 5 سانتیمتری سطوح مختلف در طول فصلهای بهار و تابستان 1398 برداشته شدند و خصوصیات فیزیکوشیمیایی، میانگین وزنی قطر خاکدانهها (MWD) و درصد مواد سست فرسایشپذیر (LEM) اندازهگیری شدند و در نهایت نقشه سطوح پلایایی در نرمافزار ArcGIS تهیه گردید. براساس نتایج حاصل از این پژوهش، هفت سطح مختلف پلایایی در منطقه مطالعاتی شناسایی شد که شامل سطوح رسی؛ سطوح رسی-نمکی؛ سطوح نمکی؛ سطوح شنی-نمکی؛ شنهای ساحلی، پهنههای شنی و فندلتا بودند. هرکدام از این سطوح نیز بهدلیل تفاوت در برخی از خصوصیات مورفولوژیکی، نوع و تراکم پوشش گیاهی، پایداری سلههای سطحی یا خصوصیات فیزیکوشیمیایی، به واحدهای نقشه مختلفی تقسیم شدند. از میان سطوح مطالعه شده، سفرههای شنی که در بخشهای شمالی منطقه مطالعاتی و در مجاورت روستای جبل کندی واقع شدهاند، بالاترین مقدار مواد فرسایشپذیر (7/89 درصد) را دارا بودند که این مقدار، معادل 8/53 تن در هکتار خاک میباشد. نتایج مقایسه میانگین خصوصیات خاکی مختلف در بین سطوح پلایایی نشان داد که بالابودن درصد شن، پایین بودن میانگین وزنی قطر خاکدانهها که خود تابعی از سایر خصوصیات است و همچنین کم بودن ماده آلی، خاک این مناطق را بسیار حساس به تولید گردوغبار نموده است. در این مناطق، توسعه پوششگیاهی و یا کمک به ایجاد سلههای سطحی (فیزیکی، شیمیایی و یا بیولوژیکی)، میتوانند کمک شایانی به کنترل تولید ریزگردها از این سطوح نماید.