مقایسه عملکرد دو روش، رسوب میکروبی کربنات‌کلسیم و پلیمر پلی‌ونیل‌استات درکاهش فرسایش بادی

نویسندگان

1 فیزیک و حفاظت خاک

2 ایلام

3 دانشگاه شاهد

doi
10.30466/asr.2023.121400
چکیده

یکی از مشکلات زیست­محیطی کشور افزایش میزان فرسایش بادی و گرد و غبار به ویژه در استان­های مرزی است که سالانه پیامدهای زیانبار زیادی در حوزه‌های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سلامت را در پی داشته است. مقابله با این پدیده‌ها نیازمند برنامه‌ریزی کوتاه مدت و دراز مدت است. روش‌های مختلفی برای کنترل این پدیده‌ها وجود دارد. در این پژوهش عملکرد دو روش زیستی (رسوب میکروبی کربنات کلسیم) و شیمیایی (کاربرد پلی ونیل استات) بررسی و با هم مقایسه شده است. نمونه­برداری از یکی از مناطق مولد گرد و غبار در استان ایلام (عمق 30-0 سانتی‌متری) انجام شد. برای روش رسوب میکروبی، از باکتری  Bacillus sphaericusدر دو سطح (وجود یا عدم وجود باکتری)، مقدار ماده مغذی (با دو سطح صفر و 5/0 مولار) و حجم محلول (123، 264 و 369 میلی‌لیتر) بصورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با سه تکرار انجام شد. برای روش شیمیایی از پنج سطح از پلیمر پلی ونیل استات شامل شاهد، 1، 5/1، 2، و 5/2 درصد استفاده گردید. بعد از 28 روز ویژگی‌های هدر رفت خاک، مقاومت فشاری و پایداری خاکدانه اندازه‌گیری شدند. نتایج نشان داد که برای روش رسوب میکروبی، تیمار دوبار مه پاشی باکتری با 5/0 مولار مواد مغذی و حجم محلول 269 میلی‌لیتر (BS2 C1 WC2) و برای روش شیمیایی سطح 5/2 درصد به عنوان بهترین تیمار برای تثبیت سطح خاک انتخاب گردید. مقایسه این دو روش نشان داد که به طور میانگین، میزان افزایش مقاومت فشاری، پایداری خاکدانه و کاهش هدررفت خاک در روش شیمیایی بیشتر از روش زیستی بود. با این وجود برای انتخاب روش مناسب علاوه بر عملکرد فیزیکی مالچ باید مسایل زیست‌محیطی و اقتصادی را نیز در نظر گرفت.