درهم‌تنیدگی واقعیت و ارزش در فعالیتِ پزشکی با اتکا به فلسفۀ ویتگنشتاینِ واپسین

نویسندگان

1 ندارم

2 دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله

doi
10.48308/kj.2023.230672.1152
چکیده

دوران مدرن با نقدِ ریشه‌ای بر سنت آغاز شد و پیش‌انگاشته‌هایش را به پرسش کشید. از داعیه‌های تلویحی دوران سنت این بود که قلمروهای واقعیت و ارزش هم‌بسته‌اند. این هم‌بستگی به‌سببِ پیش‌فرض‌هایی متافیزیکی بود که بیشتر آن‌ها در زمانۀ هیوم برافتاده بودند و مهم‌ترین آن‌‌ها واقع‌باوری افلاطونی بود. هیوم این پیش‌انگاشت تلویحی را آشکار کرد و برمبنای تجربه‌باوری مدرن به جدایی واقعیت و ارزش حکم داد. بدین‌ترتیب، اگر به جدایی این‌ها حکم کنیم، از پیامدهایش جدایی علوم و اخلاق از یکدیگر است. این وضعیت در زیست و اندیشۀ مدرن بحران‌هایی ایجاد کرد و یافتن راه‌حلی میان این دو موضع به یکی از مسائل محوری دوران مدرن تبدیل شد. در این نوشته تلاش می‌کنم، با تمرکز بر فلسفۀ ویتگنشتاین واپسین، راه‌حلی فراهم آورم. بنابر فلسفۀ ویتگنشتاین، معنای واژگان و عبارات ما درون یک بافتار و باتوجه‌به چگونگی به‌کارگیریِ آن‌ها یا، به‌عبارتِ‌دیگر، کنش‌هایی که، با آن‌ها، درون بستر فعالیت‌های زندگی‌مان انجام می‌دهیم متعین می‌شود. به‌این‌ترتیب، مفاهیمی چون واقعیت و ارزش فرامفاهیمی نیستند که بیرون از یک بافتار معنا داشته باشند، بلکه این‌ها نیز، همچون دیگر مفاهیم، تنها درون فعالیتی که از آن‌ها استفاده می‌کنیم معنا می‌یابند و، درنتیجه، نقش منطقی آن‌ها روشن می‌شود و ارتباط‌های مفهومی‌شان آشکار می‌گردد. رهیافتی ویتگنشتاینی به این مسئله نشان می‌دهد که دو سوی این منازعه -واقع‌باوری و واقع‌ناباوری- هر دو بر یک پیش‌فرض استوارند و اگر آن پیش‌فرض رد شود، مسئله منحل خواهد شد. آنگاه است که با بینش نوی ویتگنشتاین به زبان می‌توان بررسید که چگونه در برخی بافتارها مواردی از واقعیت‌ها و ارزش‌ها درهم‌تنیدگی دارند. من از این بینش در فعالیت پزشکی استفاده می‌کنم و نشان می‌دهم که این فعالیت در یک بستر یا بافتار بالینی رخ می‌دهد و همین بافتار بالینی این امکان را فراهم می‌سازد که در بسیاری از موارد ارتباط میان عبارات ناظربه‌واقع و ارزشی را درک کرد. به همین سبب، می‌توان فعالیت پزشکی را قلمرو مهمی در علوم دید که در آن امکان درهم‌تنیدگی واقعیات و ارزش‌ها به بهترین شکل نمایان می‌شود.