نسبتِ تخیل با امید، پیشرفت و همبستگیِ اجتماعی در فلسفۀ ریچارد رورتی
نویسندگان
1 گروه آموزشی فلسفه دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 فارغ التحصیل کارشناسی ارشد فلسفه دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.48308/kj.2023.231220.1160چکیده
این مقاله به جایگاهِ تخیل در فلسفۀ ریچارد رورتی میپردازد. تصور میشود که تخیل نقشی کلیدی در فلسفۀ رورتی دارد و فهمِ جایگاهِ تخیل در اندیشۀ رورتی میتواند به درکِ ما از قابلیتها و دغدغههای اصلی فلسفۀ او کمک کند. به نظر میرسد که رورتی درصدد است تخیل را جایگزینِ خرد و عقلِ استدلالی نماید. ما نشان خواهیم داد که این جایگزینی برآمده از ضرورتِ منطقیِ فلسفۀ رورتی و نتیجۀ نگاهِ انتقادی وی به ایدۀ «صدق» و جایگزینیِ آن با ایدۀ «توجیه» است. ازاینمنظر، تخیل میتواند، با پیشنهادن بدیلهایی برای وضعِ موجود، زمینه را برای پیشرفت، امید و همبستگیِ اجتماعی فراهم آورد. در این مقاله، در قالبِ جایگاهِ تخیل در اندیشۀ رورتی، تلاش میشود ایدۀ تخیل و جایگاهِ آن در نسبت با مفاهیمِ کلیدیِ فلسفۀ او ازجمله امید، همبستگیِ اجتماعی و دموکراسی بررسی شود. به نظر میرسد که رورتی تنها با تکیه بر عنصر تخیل، بهعنوانِ جایگزینی برای عقلِ استدلالی، است که میتواند پروژۀ خود را تحت عنوان نئوپراگماتیسم به اجرا درآورد.