واکاوی جایگاه میانجیگری در شوراهای حلّ اختلاف با رویکرد جامعهشناختی؛ (از منظر اعضای شعب شوراهای تهران)
نویسندگان
1 پژوهشگر گروه مطالعات بینرشتهای، پژوهشکده مطالعات راهبردی، پژوهشگاه قوه قضائیه، تهران، ایران.
2 دانش آموخته دکتری حقوق کیفری و جرمشناسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
3 دانش آموخته کارشناسی ارشد حقوق کیفری و جرمشناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
doi
10.22054/jclr.2024.75156.2608چکیده
میانجیگری کیفری به مثابة روشی جایگزین در جهت مصالحه اجتماعی محسوب میشود که با حضور طرفهای یک اختلاف کیفری و نقشآفرینی شخصی ثالث به نام میانجیگر برگزار میشود. نوشتار حاضر تلاش دارد تا با رویکردی جامعهشناختی به واکاوی میانجیگری کیفری در شوراهای حلّ اختلاف تهران بپردازد. روش پژوهش مورد استفاده کیفی به شیوة تحلیل مضمون (تماتیک) با ابزار مصاحبهساختارنیافته بوده که نمونهها به شیوة هدفمند در سطح مجتمعهای شورای حلّ اختلاف شهر تهران تا دستیابی به اشباع نظری به تعداد یازده نفر گزینش شدهاند. دادههای گردآوریشده در قالب مضامین اصلی «ارتباطات شورای حلّ اختلاف با نظام قضایی و بسترهای اجتماعی»، «ماهیت و هدف شورای حلّ اختلاف»، «کیفیت اجرای برنامههای سازشگری و حلّ اختلاف» و «چالشهای شورای حلّ اختلاف در مسیر قضازدایی و مصالحة اجتماعی» صورتبندی شده و مؤید ضرورت فعالیت شوراها بهعنوان نهادی مستقل از نظام قضایی و برخاسته از جامعه هستند؛ زیرا در حال این عدم استقلال، سبب غلبة رویکرد قضایی بر شوراها، تلقی این نهاد بهعنوان بازوی کمککننده و نهاد معاضدت حقوقی شده است. غلبة چنین رویکردی سبب شده سازشگران فعال در شوراها از نقش تسهیلگری دور شده و رویکردی مشابه با قضات دادگستری پیدا کردهاند. پیامد این قضایی شدن در بهرهنگرفتن از ظرفیت جامعه محلی، کمتوجهی به نیازهای اصحاب دعوا و عدم ریشهیابی و رویکرد حل مسأله، بروز میکند. بدینترتیب در حال حاضر شوراها از اهداف اولیه خود فاصله گرفته و عملکرد آنها از میانجیگری کیفری به معنای اخص تفاوت بسیاری دارد.