تحلیل انتقادی رابطۀ فلسفۀ کانت و پارادایم پردازش پیش‎بینانه

نویسندگان

1 استاد گروه فلسفه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بین‎المللی امام خمینی، قزوین، ایران

2 گروه فلسفه-دانشکده ادبیات و علوم انسانی-دانشگاه بین‌المللی امام خمینی-قزوین

doi
10.48308/kj.2023.230695.1154
چکیده

 این مقاله به تحلیل و نقادی دیدگاه ال.آر. اسوانسون دربارۀ ارتباط میان پارادایم پردازش پیش‎بینانه (predictive processing paradigm) و فلسفۀ کانت می‎پردازد. براساسِ اظهارات اسوانسون، این پارادایم (که ازاین‌پس PP نامیده می‌شود) ریشه در آثار ایمانوئل کانت دارد. وی این ارتباط را در مواردی از قبیل (1) تحلیل بالا به پایین، (2) ذهن و ساختارهای علی جهان، (3) وارونه‌سازی و انقلاب کپرنیکی، (4) فراپیشینی‌ها و صورت‌های شهود، (5) مدل‌های تولیدی و شاکله‌ها، و (6) تحلیل به‌وسیلۀ ترکیب نشان می‎دهد. در ارزیابی دیدگاه وی، می‎کوشیم نشان دهیم که مدعای وی دستِ‎کم در دو مورد کلی با دشواری روبه‌روست: نخست اینکه، خوانش وی از PP کاملاً گزینشی است و تفاوت‎های معنادار میان خوانش‎های متفاوت از آن را در نظر نگرفته است. دوم اینکه، خوانش وی از کانت خوانشی طبیعی‎شده و تجربی است. چنین خوانشی اساسی‎ترین مفاهیم فلسفۀ استعلایی کانت یعنی من یا سوژه خودآگاه را نادیده می‌گیرد و محو می‎کند. همچنین رویکرد کانت به ذهن رویکردی متافیزیکی است، درحالی‎که رویکرد PP به مغز کاملاً تجربی است. بنابراین، اگر میان پارادایم PP و فلسفۀ استعلایی کانت تعارضی اساسی وجود داشته باشد، آنگاه ادعای تطابق میان آن‎ها با دشواری‎های جدی روبه‌رو خواهد بود.