تبیین مفهوم منطقه شهری چندمرکزی از منظر تحلیلی و هنجاری(مطالعهای مروی)
نویسندگان
1 دانشگاه مازندران
2 دانشگاه تهران
3 دانشگاه یزد
doi
چکیده
در سالهای اخیر اصطلاح مناطق شهری چندمرکزی در بین صاحبنظران و برنامهریزان رواج گستردهای یافته است. با این وجود هریک از آنها رویکرد و نگاه متفاوتی دارند که کاربرد همزمان آنها بدون تمایزی مشخصی در اسناد سیاسی و مطالعات نظری، ابهاماتی را در درک صحیح این مناطق، کارایی و برنامهریزی آنها به وجود میآورد. این مقاله سعی دارد تا حدودی به وضوح مفهومی و برنامهریزی مناطق شهری چندمرکزی کمک کند. روش شناسی این تحقیق مبتنی بر رویکردهای تحلیلی و تطبیقی است. در این راستا، بررسیها، دو دیدگاه غالب تحلیلی و هنجاری را حول این مفهوم، از یکدیگر بازمیشناسد. بر این اساس، این دو دیدگاه نه در تقابل با هم، بلکه مکمل یکدیگرند. در حالی که دیدگاه نخست – که اغلب متعلق به اقتصاددانان و جغرافیدانان میشود-، بیشتر این مناطق را به عنوان یک فضا در نظر میگیرند و بر روی تعاملات بین شهری تمرکز میکنند. دیدگاه هنجاری- که متعلق به برنامهریزان است- با تکیه بر مزایای رقابتی بالقوه ساختارهای چندمرکزی در مقابل مناطق تکمرکزی، بر همکاری بین شهرها و محرکهای راهبردی تاکید میکنند. بنابراین، برنامهریزان، سعی میکنند، علاوه بر صرفههای تجمع که به ویژگیهای فضایی منطقه وابسته است، با مشارکت و همکاری میان بازیگران- نهادها و شرکتهای خصوصی و عمومی مراکز شهرهای منطقه– صرفههای شبکه و همافزایی را نیز در منطقه حاصل کنند. در نتیجه، برای مطالعه مناطق شهری چندمرکزی باید هر دو دیدگاه را برای رسیدن به تحلیلی درست در نظر گرفته شوند.