تأثیر قارچ Glomus hoi، سطوح مختلف فسفر و تنش خشکی بر تعدادی از صفات فیزیولوژیکی گشنیز (Coriandrum sativum L.)

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تاکستان،

2 مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان

3 مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد تاکستان

4 عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور

5 عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات ثبت و گواهی بذر و نهال

6 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تاکستان

doi
چکیده

به منظور بررسی تأثیر قارچ Glomus hoi، سطوح مختلف فسفر و تنش خشکی بر تعدادی از صفات فیزیولوژیکی گشنیز (Coriandrum sativum L.)؛ این تحقیق در سال 1385 در ایستگاه تحقیقات البرز کرج، وابسته به مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور انجام گرفت. آزمایش مزرعه‌ای به صورت اسپلیت فاکتوریل در قالب بلوکهای کامل تصادفی با 4 تکرار اجرا گردید. تیمارهای مورد بررسی شامل دو سطح تنش خشکی که آبیاری بعد از 30 میلی‌متر تبخیر از سطح تشتک تبخیر (شرایط بدون تنش) و آبیاری بعد از 60 میلی‌متر تبخیر (شرایط تنش خشکی) و همچنین کاربرد و عدم کاربرد قارچ میکوریزا، مقادیر صفر، 35 و 70 کیلوگرم در هکتار کود فسفر بودند. نتایج نشان داد که اثر تنش خشکی بر بازده مصرف آب، میزان آب نسبی و میزان تجمع پرولین در سطح 1 درصد معنی‌دار بود. بیشترین بازده مصرف آب با 449/0 کیلوگرم بر متر مکعب و میزان تجمع پرولین با 767/6 میکرومول بر میلی‌لیتر در شرایط تنش و بیشترین میزان آب نسبی با 6/90 درصد در شرایط بدون تنش بدست آمدند. همچنین نتایج نشان داد که اثر میکوریزا و فسفر بر بازده مصرف آب در سطح 5 درصد معنی‌دار بود. مقایسه میانگینها نشان داد که بیشترین بازده مصرف آب به ترتیب با 397/0 و 4/0 کیلوگرم بر متر مکعب از کاربرد میکوریزا و 70 کیلوگرم فسفر در هکتار بدست آمد. تأثیر میکوریزا و فسفر بر میزان آب نسبی و میزان تجمع پرولین معنی‌دار نبود. نتایج این آزمایش نشان داد که بازده مصرف آب و میزان پرولین در شرایط تنش خشکی افزایش یافتند، اما میزان آب نسبی در این چنین شرایطی کاهش یافت.