فرسایش‌پذیری خاک و تغییرات مکانی آن در مناطق تحت عملیات حفاظت خاک در منطقه بهبهان

نویسندگان

1 گروه مرتع و آبخیزداری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه صنعتی بهبهان، بهبهان ایران

2 گروه مهندسی علوم خاک، دانشکده کشاورزی، دانشگاه لرستان، خرم آباد، ایران

3 گروه مرتع و آبخیزداری، دانشکده محیط زیست و منابع طبیعی، دانشگاه صنعتی خاتم الانبیاء بهبهان، بهبهان، ایران

4 گروه مرتع و آبخیزداری، دانشکده محیط زیست و منابع طبیعی، دانشگاه صنعتی خاتم الانبیاء بهبهان، بهبهان، ایران

doi
چکیده

برای کنترل فرسایش خاک اقدامات مختلفی انجام می­گیرد که اطلاع از تأثیر این گونه اقدامات اهمیت زیادی در مدیریت فرسایش دارد. به‌همین دلیل این مطالعه با هدف بررسی شاخص فرسایش­پذیری خاک (K) و تغییرات مکانی آن در یک منطقه­ تحت عملیات درخت‌کاری و کنتور­فارو و یک منطقه مشابه بدون این عملیات در منطقه چاه­ماری بهبهان (استان خوزستان) انجام شد. تعداد 150 نمونه خاک از پنج سانتی­متر سطحی برداشته شد و مقدار K به روش‌های ویشمایر و اسمیت (روش A) و واعظی و همکاران (روش B) تعیین گردید. مدل­سازی K با استفاده از تکنیک­های نقشه­برداری رقومی خاک (DSM) بر اساس متغیرهای محیطی استخراج شده از تصویر لندست 8 و مدل رقومی ارتفاع (DEM) و توسط مدل­های جنگل تصادفی (RF) و شبکه­های عصبی مصنوعی (ANN) انجام شد. میانگین K روش­های A و B به ترتیب برابر با 067/0 و 006/0 تن بر هکتار ساعت بر هکتار مگاژول میلی­متر بود. نتایج بیانگر همبستگی بالا بین K به‌دست آمده از هر دو روش و داده­های سنجش از دور بود. بین K روش B با برخی متغیرهای استخراج شده از DEM همبستگی معنی­داری وجود داشت، ولی بین این متغیرها با K روش A همبستگی معنی‌داری وجود نداشت. نتایج مقایسه میانگین­ها نیز نشان داد بین میانگین K به‌دست آمده از روش A در منطقه شاهد با منطقه اجرای عملیات کنترل فرسایش تفاوت معنی­داری وجود داشت؛ ولی این تفاوت برای K روش B معنی­دار نبود. ارزیابی کارآیی مدل­ها نشان داد که هر دو مدل RF و ANN کارآیی نسبتاً بالایی در تخمین K از طریق دو روش A و B داشتند و هر دو روش منجر به تخمین­های نااریب گردیدند. به‌طورکلی، نتایج نشان داد که هر چند کارآیی روش­های DSM در مدل­سازی K بالا بود، ولی نتایج کارایی مدل­ها و مقایسه تیمارهای مختلف حفاظت خاک به روش تعیین K همبستگی داشت.