اثربخشی درمان پردازش شناختی بر تنظیم هیجان و رشد پسآسیبی در بازماندگان دارای اختلال استرس پس از سانحه ناشی از داغدیدگی
نویسندگان
1 گروه روانشناسی، واحد نایین، دانشگاه آزاد اسلامی، نایین، ایران
2 گروه روانشناسی، واحد نایین، دانشگاه آزاد اسلامی، نایین، ایران
3 گروه روانشناسی، واحد ارسنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، ارسنجان، ایران.
doi
10.30476/smsj.2026.101878.1503چکیده
مقدمه: تجربه سوگ همراه با استرس پس از سانحه از چالش برانگیزترین تجارب انسانی است که منجر به بروز عواطف پیچیده و آسیبهایی میشود که بر رشد فردی تأثیر میگذارد. در این شرایط خاص با گذشت زمان، فرد را مضطربتر میکند و معنا و کیفیت زندگی را تحت تأثیر قرار میدهد که بررسی این مسئله مورد توجه میباشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان پردازش شناختی بر تنظیم هیجان و رشد پسآسیبی در بازماندگان دارای استرس پس از سانحه ناشی از داغدیدگی انجام شده است.مواد و روشها: روش پژوهش حاضر، نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و گروه گواه بود. جامعۀ آماری شامل افرادی بودند که یکی از عزیزانشان را از دست داده و در سال 1400 به مراکز مشاوره شهر شیراز مراجعه کرده و براساس پرسشنامه میسیسیپی، مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه تشخیص داده شده بودند.30 نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند و در گروههای آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) قرار گرفتهاند. گروه آزمایش، تحت درمان پردازش شناختی در 12 جلسه 90 دقیقهای قرار گرفت و گروه گواه، هیچگونه مداخلهای دریافت نکرد. ابزار جمعآوری دادهها، از مقیاس اختلال استرس پس از سانحه میسیسیپی (کیان، کادل و تیلور، 1988)، پرسشنامه تنظیم هیجان (گروس و جان، 2003) و رشد پسآسیبی (تدسچی و کالهون، 1996) بود. تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس یکراهه در نرمافزار SPSS نسخه 27 انجام شد.یافتهها: نتایج نشان داد که درمان پردازش شناختی منجر به تغییر مثبت مؤلفههای تنظیم هیجان، در جهت کاهش سرکوبی و افزایش ارزیابی مجدد شده است (0/05>P)؛ همچنین، در مؤلفههای رشد پسآسیبی (تنظیم اولویتهای جدید، روابط بینفردی، قدرت شخصی، ارزشمندی زندگی و تغییرات معنوی) گروه آزمایش، پیشرفت معناداری دیده شد (0/05>P).نتیجهگیری: براساس نتایج، درمان پردازش شناختی با ایجاد شناخت از تجربهی آسیبزا و تمرکز بر امنیت، خودباوری، روابط مهم، قدرت، کنترل و اعتماد و پذیرش استرس پس از سانحه را تحت تأثیر قرار داده است که نشان میدهد، روشهای سیستم تفکر بعد از آسیب قابل تغییر هستند. این درمان بر تنظیم هیجان و تسهیل رشد پسآسیبی مؤثر است و برای برخورد با بازماندگان با علائم استرس پس از سانحۀ مبتلا به داغدیدگی پیشنهاد میشود.