نقد هایدگر بر فلسفۀ حیات برگسون
نویسندگان
1 دانشجو فلسفه گروه فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، ایران.
2 دانشیار گروه فلسفه، دانشکدهی علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهرانشمال، ایران.
3 دانشیار، گروه فلسفه، دانشکدهی علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهرانشمال، ایران.
doi
10.48308/kj.2023.229221.1135چکیده
این مقاله در پی نقد هایدگر بر فلسفۀ حیات برگسون و تحلیل او از آن است. علاقهمندی هایدگر به این دلیل است که برگسون به دنبال راهی میگردد برای فهم حیات همانگونه که هست. هایدگر در تحلیل خود برخی آرای برگسون را امیدوارکننده میداند، مانند توجه به مفهوم زمان بهعنوانِ کلیدی برای به چنگ آوردن حقیقت، اما برخی دیگر از نظریات برگسون مانند عدمکفایت زبان در فهم حیات را نقد میکند. بهطورکلی، نتایج این تحقیق به سه بخش تقسیم میشود. در بخش اول، مفهوم زمان در فلسفۀ برگسون بهعنوانِ کلیدی برای فهم حیات به دست داده میشود که در اینجا هایدگر برگسون را از پیشگامان فلسفۀ مدرن معرفی میکند. بخش دوم مقاله به موضوع زبان و عدم کفایت مفهوم در فلسفۀ برگسون اختصاص یافته است. در بخش سوم و پایانی، هایدگر با نقدِ نظریات برگسون دربابِ زبان، سعی میکند برای فهم حقیقت بهوسیلۀ مفهوم زمان راهی پیدا کند. توجه به آگاهی و ارتباط آن با دنیای خارج، ازطریقِ مفهوم زمان برگسونی یا دیرند، از دیگر مباحثی است که برای هایدگر از اهمیت بالایی برخوردار است. هایدگر باوجودِ تمام نقدهایی که بر فلسفۀ حیات دارد همچنان کار برگسون را امیدوارکنندهترین تحقیق و تلاش برای دستیابی به حقیقت میداند.