چیستی «گزاره‌های نخستین» در فلسفه‌ی ارسطو و نسبتِ آن با بدیهیاتِ شش‌گانه

نویسندگان

1 استاد گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه تهران

2 مدرّس گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه تهران

3 استاد گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه تهران

doi
10.48308/kj.2023.231826.1172
چکیده

مسئله‌ی اساسیِ این پژوهش تحلیلِ ماهیّتِ گزاره‌های نخستین(τἀ πρῶτον : تا پُروتون) در فلسفه‌ی ارسطو و هدف از آن کشفِ نسبتِ این گزاره‌ها با بدیهیّاتِ شش‌گانه و نقدِ آن است. ارسطو در تحلیلِ پَسین، گزاره‌های نخستین را در در پاسخ به مسئله‌ی تسلسلِ معرفتی، مطرح می‌کند. این گزاره‌ها با دو ویژگی شناخته می‌شوند: 1- متعلَّقِ معرفت‌اند و شروطِ آن همچون کلیّت و ضرورت را دارا هستند 2- هیچ میانجیِ اثباتی ندارند. در این پژوهش آشکار می‌گردد نسبتِ گزاره‌های نخستین در فلسفه‌ی ارسطو با بدیهیّات دوره‌ی اسلامی عموم و خصوصِ مطلق است؛ بدین‌معنا که بدیهیّات اعمّ از این گزاره‌ها هستند؛ امّا از طرفی گزاره‌های نخستین در فلسفه‌ی ارسطویی اعمّ از «اولیّات» در دوره‌ی اسلامی هستند. ارسطو از بینِ بدیهیّاتِ شش‌گانه، دو دسته از آنها یعنی اولیّات و فطریّات را در ذیلِ گزاره‌های نخستین می‌گنجاند. اخراجِ محسوسات و متواترات از دایره‌ی گزاره‌های نخستین به دلیلِ فقدانِ شروطِ معرفت و اخراجِ تجربیّات و حدسیّات به دلیلِ اثبات‌پذیری و علّت‌داشتنِ آنهاست. در فلسفه‌ی ارسطویی سلسله‌ی عِلل گزاره‌های تجربی نمی‌تواند تا بی‌نهایت ادامه پیدا کند؛ امّا وی در بیانِ اصولِ اثبات‌ناپذیر طبیعت و روشن کردنِ سنخِ آنها ناکام است. همچنین عدمِ ارائه‌ی ملاکِ مناسبی برای تشخیصِ گزاره‌های نخستین از سایر گزاره‌ها نظامِ منطقی-فلسفی وی در بابِ ساختارِ «دانش‌های برهانی» را دچار چالشِ جدّی می‌کند.