حقِ کیفر خرد بنیاد
نویسندگان
1 دانشجوی دوره دکتری، گروه حقوق کیفری و جرم شناسی، واحدقم، دانشگاه آزاد اسلامی قم، ایران.
2 دانشیار، گروه حقوق کیفری و جرم شناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
3 استاد، گروه حقوق کیفری و جرم شناسی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران .
4 دانشیار، گروه حقوق کیفری و جرم شناسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22054/jclr.2021.53531.2144چکیده
چکیدهمشروعیّت و مقبولیّت کیفر به مشروعیّت ساختارهای سیاسی سازندۀ آن وابسته است. برای مشروعیّت ساختارهای سیاسی نیازمند حاکمیّت قانون هستیم. دولتهای قانونمدار معیار مشروعیّت کیفرگذاری و کیفردهی را عقلانیّت قرار میدهند و برای ارزشها و هنجارهای اخلاقی، اجتماعی و قواعد فرهنگی جامعه اعتبار قائل میشوند. در دولتهای مدرن بر مبنای خرد، اصل بر حفظ حقوق و آزادی انسانها است و هرگونه تعرّض به آن نیازمند دلیل است. حفظ آزادی شهروندان از وظایف و تکالیف دولتها محسوب میشود و چنانچه دولتها در عمل به تکلیف خود قصور کنند، شهروندان حق دارند نسبت به آن معترض شوند. چگونگی اصل حقّ دولتها برکیفردهی، مبنا و ساختار اصولی و آثار آن، سؤال پژوهش حاضر است که به صورت توصیفی-تحلیلی از طریق اطّلاعات کتابخانهای در پاسخگویی به آن تلاش شده است. حقّ شهروندان بر بازپروری و سزاگرایی عادلانه و همچنین حقّ شهروندان بر نافرمانی مدنی و مجازات نشدن از آثار اجرای حقّ بر کیفر خردبنیاد در سیاست کیفری دولتهاست. نتیجة اجرایی شدن حقّ بر کیفر عقلمحور تعدیل و انسانی شدن کیفر و نیز تأمین منافع معقول بزهدیدگان، مجرمان و شهروندان است.