تأثیر حشرهکشهای دیازینون، کلروپیریفوس و ایمیداکلوپرید بر برخی از شاخصهای زیستی خاک
نویسندگان
1 بیولوژی خاک- دانشگاه محقق اردبیلی
2 دانشگاه محقق اردبیلی
3 گروه منابع طبیعی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه محقق اردبیلی
4 دانشجوی سابق کارشناسی ارشد بیولوژی و بیوتکنولوژی خاک دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه محقق اردبیلی
doi
چکیده
مصرف بیرویه سموم دفع آفات در سالهای اخیر و ادامه آن در آینده ممکن است اثرات زیانبار بر جامعه میکروبی خاک، به عنوان شاخص سلامت خاک و یکی از اجزای اصلی محیط زیست، داشته باشد. هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر سه حشرهکش پرمصرف (دیازینون، کلروپیریفوس و ایمیداکلوپرید) بر شاخصهای اکوفیزیولوژیک و شیمیایی خاک بود. آزمایش به صورت فاکتوریل و در قالب طرح کاملاً تصادفی انجام شد که شامل فاکتور حشرهکش در چهار سطح (سه نوع حشرهکش متفاوت به همراه خاک شاهد، بدون مصرف حشرهکش) و فاکتور زمان در سه سطح (قبل، سه ماه و شش ماه پس از کاربرد آفتکش) بود. غلظت حشرهکشها (1/0، 1 و 67/0) میلیگرم در هر کیلوگرم خاک به ترتیب برای ایمیداکلوپرید، دیازینون و کلروپیریفوس بود. برخی از شاخصهای زیستی و اکوفیزیولوژیک خاک در ابتدای آزمایش، سه و شش ماه پس از شروع آزمایش اندازهگیری شد. نتایج نشان داد که در اثر کاربرد حشرهکشها پس از گذشت سه ماه، شاخصهای زیستی شامل فعالیت آنزیم دهیدروژناز، بهرة متابولیکی، تنفس پایه، تنفس برانگیخته و همچنین کربن آلی نسبت به شاهد به ترتیب 2/92 %، 7/46 %، 7/24 %، 8/15 % و 61/7 % کاهش داشته و شاخصهای فعالیت آنزیم اورهآز، کربن زیتوده میکروبی، نیتروژن زیتوده میکروبی، نسبت کربن به نیتروژن زیتوده و بهرة میکروبی خاک نسبت به شاهد 67/6 %، 1/32 %، 6/15%، 5/16% و 9/58 % افزایش داشت. همچنین نتایج نشان داد که در بین حشرهکشهای مورد استفاده در این تحقیق کلروپیریفوس بیشترین و دیازینون کمترین تأثیر منفی را بر شاخصهای اندازهگیری شده داشته است. بکارگیری حشرهکشهای دیازینون، کلروپیریفوس و ایمیداکلوپرید حداقل در کوتاه مدت تأثیر منفی بر شاخصهای اکوفیزیولوژیک خاک دارد. همچنین حساسترین شاخصها در تعیین تأثیر منفی حشرهکشها بر جامعۀ میکروبی خاک، فعالیت آنزیم دهیدروژناز، بهرة متابولیکی، تنفس برانگیخته و تنفس پایه بودند.