تحلیل نقش عوامل پیشران و بازدارنده در اجرای نظام ارزش‌یابی توصیفی مدارس ابتدایی

doi
چکیده

ارزشیابی توصیفی به‌عنوان یک رویکرد نوین در نظام آموزشی، به‌ویژه در مدارس ابتدایی، مورد توجه قرار گرفته است. این روش برخلاف شیوه‌های سنتی که بر نمرات عددی تمرکز دارند، به شناخت فرآیندهای یادگیری و ارائه بازخورد مؤثر به دانش‌آموزان می‌پردازد. بااین‌حال، اجرای آن با چالش‌هایی روبه‌روست که در قالب عوامل پیشران و بازدارنده بررسی می‌شوند. پژوهش حاضر با رویکرد ترکیبی (کیفی-کمی) انجام شد. در بخش کیفی، داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با معلمان، مدیران و متخصصان آموزشی گردآوری و تحلیل شد. در بخش کمی، بر اساس یافته‌های کیفی و مرور ادبیات، پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته طراحی و اجرا شد. نمونه‌گیری در بخش کیفی به روش هدفمند و در بخش کمی به روش خوشه‌ای تصادفی انجام گرفت. تحلیل داده‌های کمی با استفاده از آمار توصیفی، تحلیل عاملی تأییدی و مدل‌یابی معادلات ساختاری صورت گرفت. نتایج نشان داد که آموزش معلمان، حمایت‌های مدیریتی و درک صحیح از اهداف ارزشیابی، از عوامل پیشران اجرای این نظام هستند. در مقابل، کمبود منابع، مقاومت معلمان و ضعف آمادگی سیستم آموزشی از موانع اصلی اجرای آن محسوب می‌شوند. تعامل مؤثر میان معلمان و والدین و تغییر فرهنگ مدرسه از نمره‌محوری به فرآیندمحوری نیز از عوامل کلیدی موفقیت این رویکرد است. موفقیت ارزشیابی توصیفی مستلزم برنامه‌ریزی جامع، آموزش مستمر معلمان و حمایت‌های مدیریتی است. همچنین، تقویت تعامل میان معلمان و والدین و تغییر فرهنگی مدارس می‌تواند به بهبود اجرای آن کمک کند. پیشنهاد می‌شود سیاست‌گذاران با در نظر گرفتن این عوامل، برنامه‌های عملیاتی مؤثری تدوین کنند.