اثر پوششهای گیاهی بر ذخیره کربن آلی خاک و میزان تثبیت دیاکسید کربن در کاربریهای دراز مدت، منطقه بجستان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه علوم خاک، دانشکده کشاورزی، پردیس بینالملل دانشگاه فردوسی مشهد
2 گروه تولیدات گیاهی، دانشگاه تربت حیدریه
3 دکتری گروه علوم خاک، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان
doi
چکیده
پوشش اراضی و تخریب خاک، به طور موثر بر انتشار گازهای گلخانهای اثر گذاشته و منجر به گرمایش جهانی میگردد. از این رو، این تحقیق با هدف بررسی رابطه بین ذخیره کربن آلی خاک، پوشش اراضی و کاربریهای مختلف در دو عمق 20-0 و 40-20 سانتیمتری در منطقه بجستان استان خراسان رضوی انجام گرفت. تعداد 122 نمونه خاک (دو عمق × 61 موقعیت نمونهبرداری= 122 نمونه) از اراضی با کاربری مختلف باغی (انار، پسته و زعفران)، زراعی (جو)، بیابانی (زیر اشکوب درختان تاغ و فضای بین درختان) و مرتعی برداشت گردید. نتایج نشان داد که خاک زیر پوشش تاغ در عرصههای بیابانی در لایه سطحی (Kg m-2 17/3) و باغات انار در هر دو عمق (Kg m-2 57/2 در عمق 20-0 سانتیمتری و Kg m-2 63/1 در عمق 40-20 سانتیمتری) دارای بیشترین میزان ذخیره کربن بود. به عبارتی، خاک زیر اشکوب تاغ 35/21 درصد از کل ذخیره کربن سطحی را به خود اختصاص داده و معادل66/116 تن در هکتار CO2 جذب شده در خاک دارا میباشد و حدود 5/3 برابر بیشتر از مناطق بین درختان تاغ میباشد. در نهایت، میزان CO2 جذب شده در خاک پوششهای مطالعاتی، به ترتیب دارای ارزش 45/8193 و 00/3018 دلار در هکتار در افق سطحی و زیر سطحی بود. مقایسه دادههای کربن آلی خاک مربوط به سالهای 1382 و 1396 در اراضی تحت کشت در افق سطحی خاک نشان از افزایش 60/10 و 23/19 درصد به ترتیب در باغات انار و پسته و در ارتباط با زعفران و جو نیز 5/3 تا 4 برابر افزایش نشان داده است. بنابراین، داشتن اطلاعات کافی از تغییرات (مثبت و منفی) در کربن آلی خاک با زمان به منظور ارزیابی اثرات مدیریتهای متفاوت اراضی مختلف در افزایش فرآیند ذخیره کربن، میتواند در مدیریت پایدار اراضی به ویژه مناطق خشک کشور موثر باشد.