امکان سنجی کاهش شوری آب توسط جاذب های زیستی پوسته برنج و صدف
نویسندگان
1 گروه علوم پایه، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری
2 گروه مهندسی آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری
3 استاد دانشگاه علوم کشاورزی ومنابع طبیعی ساری
4 پژوهشکده ژنتیک و زیست فناوری طبرستان، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری
doi
چکیده
در پژوهش حاضر، ظرفیت جذب ترکیبات زیستی پوسته برنج و پوسته صدف مورد بررسی قرار گرفت. ذرات در 5 اندازه841 ، 400، 177، 125 و 74 میکرومتر، با الکهای استاندارد ASTM دانه بندی شدند. محلولهای آب نمک با غلظتهای در گستره (25، 50، 100، 200،300،500، 750، 1000، 3000، 5000، 7000 و 10000 میلی گرم بر لیتر) تهیه گردیدند. تاثیر پارامترهای اندازه ذرات، مقدار جاذب، زمان تماس و سرعت بهم خوردن محلول بر حذف نمک سدیم کلراید، آزمایش های ایستا در دمای٢٥ درجه سانتیگراد مورد بررسی قرار گرفتند. در این روش محلول سدیم کلراید با مقادیر مشخصی از جاذبها روی دستگاه شیکر با سرعت ثابت rpm 200 و در فواصل زمانی 10، 15، 25، 35، 45، 60 و 120 دقیقه مخلوط شدند. سپس نمونه ها در دستگاه سانتریفیوژ با سرعت rpm 10000 به مدت 10 دقیقه سانتریفیوژ شده و محلول بالایی برای تیتراسیون کلر سنجی مورد استفاده قرار گرفت. تاثیر مقادیر مختلف جاذبها بر میزان جذب نمک نشان میدهند که برای تمامی نمونه ها در مقدار 2 گرم بیشترین جذب صورت گرفته است. با افزایش مقدار جاذب پوسته برنج و پوسته صدف از 5/0 گرم به 2 گرم، درصد جذب به ترتیب از 51 به 58 و 27 به 42 درصد رسید. بررسی اثر اندازه ذرات جاذب بر میزان نمک جذب شده، نشان داد اندازه 74 میکرون بیشترین کارایی را در جذب نمک دارد. پارامتر زمان تماس برای پوسته برنج 25 دقیقه و صدف 15 دقیقه به طور تقریبی ثابت و به تعادل رسیده است. طبق مدل های ایزوترمی، پوسته برنج از مدل لانگمویر و پوسته صدف از مدل فروندلیچ تبعیت می کند.