بررسی تغییرات پوشش گیاهی و خاک علفزارهای مناطق نیمهمرطوب استان مازندران (منطقه پلور) در مناطق قرق و چرا شده در یک دوره 5 ساله (1400-1396)
نویسندگان
1 استادیار پژوهش، بخش تحقیقات مرتع، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
2 استادیار پژوهش، بخش مرتع، موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش وترویج کشاورزی، تهران، ایران
doi
10.22092/ijrdr.2025.134288چکیده
چکیدهسابقه و هدف پایش و ارزیابی مراتع با تأمین اطلاعات لازم در درازمدت، زمینه برنامهریزی اصولی و جلوگیری از تخریب مراتع، حفظ آب و خاک را فراهم مینماید. تهیه بانک اطلاعات مستمر از شاخصهای پوشش گیاهی و خاک در مراتع و پایش روند تغییرات آنها، تعیین رابطه بین شاخصهای پوشش گیاهی با عوامل اقلیمی، پایش روند و شدت تغییرات در مدیریتهای مختلف و تأمین اطلاعات برای محاسبه ظرفیت درازمدت مراتع از اهداف این تحقیق بود.مواد و روشها برای اجرای این تحقیق، منطقه پلور در مراتع منطقه لاریجان در استان مازندران به مدت 5 سال مورد ارزیابی و پایش شد. برای ارزیابی ویژگیهای پوشش گیاهی در مرتع در سایت قرق و چرا شده، تعداد 3 ترانسکت 100 متری با فاصله 50 متر از یکدیگر قرار داده شد. اندازهگیری اطلاعات زمینی شامل ویژگیهای گیاهی و خاکی بود. ویژگیهای گیاهی شامل میزان درصد تاج پوشش، تراکم و تولید گونههای گیاهی و درصد لاشبرگ بود. ویژگیهای خاکی شامل اسیدیته، هدایت الکتریکی، ازت، فسفر، پتاسیم، ماده آلی، وزن مخصوص ظاهری و بافت خاک بود. در هر ترانسکت تعداد 10 پلات یک مترمربعی و در مجموع 30 پلات در داخل و خارج قرق قرار داده شد. پوشش تاجی هر گونه گیاهی با روش اندازهگیری سطح تاج پوشش، تراکم گونههای گیاهی در سطح پلات با شمارش تعداد پایه هرگونه، تولید پلاتها براساس روش قطع و توزین و درصد پوشش سنگ و سنگریزه، درصد لاشبرگ و درصد خاک لخت نیز در پلاتها اندازهگیری شد. برای ارزیابی ویژگیهای خاکی، در هر سایت سه نمونه خاک در طول هر ترانسکت از سه نقطه ابتدایی، میانی و انتهایی از زیر پای بوتهها و سه نمونه از فضای بین بوتهها در درون سایت قرق و چرا شده، برداشت شد. آنالیز و آزمون دادهها در نرمافزار Minitab16 انجام شد.نتایج نتایج آنالیز واریانس نشان داد که بین بیشتر ویژگیهای پوشش گیاهی در سالهای مختلف، اختلاف معنیدار وجود داشت. بین همه متغیرهای پوشش گیاهی مورد بررسی در داخل قرق و خارج قرق، اختلاف معنیدار وجود داشت. بین بیشتر ویژگیهای مورد بررسی خاک در سالهای مختلف بهجز ماده آلی زیر بوته، اختلاف معنیدار وجود نداشت. بین درصد ازت، فسفر، پتاسیم، کربن آلی و ماده آلی در منطقه قرق و خارج از قرق، اختلاف معنیدار وجود داشت. مقایسه میانگینهای پوشش گیاهی در سالهای مختلف نشان داد که بیشترین میانگین درصد کل پوشش مربوط به منطقه قرق بود. بیشترین مقدار میانگین درصد پوشش گیاهی به ترتیب مربوط به سالهای 1398، 1399، 1397 و 1400 و کمترین آن مربوط به سال 1396 بود. همبستگی بین درصد پوشش کل منطقه قرق با تولید کل، درصد ازت و ماده آلی زیر و خارج گیاه، هدایت الکتریکی زیر گیاه و میزان بارندگی فصل رشد، معنیدار بود. در منطقه چرا شده، همبستگی بین درصد پوشش منطقه قرق با تولید کل، ماده آلی زیر و خارج گیاه و بارندگی فصل رشد، معنیدار شد. همبستگی بین تولید کل در منطقه قرق چرا شده با درصد پوشش کل، درصد ازت و ماده آلی زیر و خارج گیاه، هدایت الکتریکی زیر گیاه و میزان بارندگی فصل رشد، معنیدار بود.نتیجهگیریبررسیها نشان داد، دو عامل بارندگی و مواد آلی خاک، بهصورت مثبت و افزایشی در درصد پوشش گیاهی و تولید، نقش دارند. مقدار تولید علوفه، دارای بیشترین حساسیت نسبت به تغییرات بارندگی است. ازاینرو، در مدیریت چنین رویشگاههایی و بهویژه در استفاده از روشهای تعیین وضعیت مرتع، باید بیشتر بر ارزیابی سالانه تولید علوفه نسبت به سایر شاخصهای گیاهی تأکید شود. نظر به اینکه، اندازهگیری مستقیم تولید علوفه، زمانبر و پرهزینه است، میتوان با اندازهگیری ارتفاع علوفه، مقدار عملکرد رویشگاه را بهطور غیرمستقیم برآورد کرد. برای محاسبه ظرفیت چرای بلندمدت این رویشگاهها، که از موارد مهم و بنیادی در مدیریت مراتع شمال کشور است، تداوم اجرای پایش و اندازهگیری تولید علوفه طی چندین سال متوالی از ملزومات اساسی است. مطلوب است که طی دوره پایش، ترسالی، سال نرمال از نظر بارندگی و خشکسالی اتفاق بیفتد. اگرچه به این موضوع باید اشاره کرد که طی پنج سال اندازهگیری پوشش گیاهی، دورههای مختلف ترسالی، سال نرمال ازنظر بارندگی و خشکسالی در منطقه روی داده است، اما با هدف دستیابی به نتایج معتبر و مستند بیشتر، تداوم آماربرداری ضروریست.