عدم تعیّن داده‌ حسّی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری/مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران

doi
10.48308/kj.2023.227601.1120
چکیده

نظریۀ دادۀ حسی عین تجربۀ ادراک حسی را دادۀ حسی و نه عین واقع در جهان خارج در نظر می‌گیرد. حال، در بسیاری از موارد، اگرنَه تمام موارد، تجربۀ ادراکی درجه‌ای را از عدم‌تعین دارد، اگرچه اوضاع امور در جهان خارج متعین است. اگر دادۀ حسی عین تجربۀ ادراکی باشد، آنگاه، در این موارد از عدم‌تعین تجربۀ ادراکی، دادۀ حسی متعین است یا نامتعین؟ من سه نمونه از این موارد عدم‌تعین را بررسی می‌کنم: مثال مرغ سرخدار، رابطۀ تعدی میان دقیقاً-مشابه‌ها و آزمایش فکری زن بلندمو. نشان می‌دهم که در هر سه مورد، خواه دادۀ حسی متعین فرض شود خواه نامتعین، نظریۀ دادۀ حسی در توضیح آن عدم‌تعین توفیق نخواهد داشت. اگر دادۀ حسی نامتعین باشد، آنگاه رابطۀ آن با عین خارجی متعین مشخص نیست: گویی آنچه به ادراک حسی درمی‌آید آن دادۀ حسی نیست. اگر دادۀ حسی متعین باشد، آنگاه این دادۀ حسی مشخصه‌هایی دارد که سوژه تجربۀ ادراکی از آن آگاه نیست و این نتیجه با مشوّق اصلی نظریۀ دادۀ حسی سازگار نیست. بنابراین، نظریۀ دادۀ حسی، با تبدیل عدم‌تعین شناختی به عدم‌تعین وجودشناختی، خود را دربرابرِ مسئلۀ عدم‌تعین بی‌دفاع می‌کند.