تحلیل مفهومی متغیرهای تعدیل کننده و میانجی در پژوهش‌های کسب و کار

نویسندگان

1 استاد ممتاز حسابداری، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

2 استادیار حسابداری، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

3 دانشجوی مقطع دکتری حسابداری، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

doi
10.22034/iaas.2023.190956
چکیده

هدف اصلی این مقاله گسترش دامنه پژوهش‌‍‌های کسب و کار با ارائه تحلیل مفهومی از متغیرهای تعدیل‌کننده و میانجی و بررسی تأثیرات قوی آنها در پژوهش‌های کسب و کار است. برای ارائه مفاهیم خاص ، الگوی کانگ و همکاران (2015) با توجه به فن ارزیابی متوازن به صورت مفهومی گسترش یافته‌است. مبانی نظری مربوط به متغیر‌های تعدیلی، میانجی و تمایزات عمده آنها به همراه آزمون‌های آماری مناسب قابل اجرا در هر موقعیت نیز ارائه شده‌اند. این الگو همچنین به واکاوی اثرات متقابل طرح‌های میانجی و میانجی تعدیل‌شده و آزمایش آنها می‌پردازد. این مقاله نتیجه می‌گیرد که: 1) ماهیت مشکلات پیچیده کسب و کار با در نظر گرفتن متغیرهای تعدیل‌کننده و میانجی شفاف تر می‌شود، 2) بدون تعیین متغیرهای تعدیل‌کننده و میانجی الگوهای کسب و کار ناقص هستند و بنابراین قادر به رفع موانع واقعی کسب و کار نیستند. عدم گنجاندن اثرات تعدیل‌کننده و میانجی یکی از دلایل قابل قبولی است که نشان می‌دهد چرا اکثر الگوهای کسب و کار در واقعیت عمل نمی‌کنند، 3) متغیرهای تعدیل‌کننده و میانجی در حال گستردن دامنه تئوری‌های رایج کسب و کار هستند، و 4) متغیرهای تعدیل‌کننده و تعدیل‌کننده، پاسخگویی به پرسش‌های مربوط به اینکه «چه زمانی» «چگونه» و «چرا» رابطه خاصی بین متغیرهای مستقل و وابسته وجود دارد را امکان‌پذیر می‌کنند. از این رو، این مطالعه بر پژوهش‌های همبستگی و تجربی آینده درباره کسب وکار تأثیر زیادی می‌گذارد.