مقایسه میزان ترسیب کربن خاک چند گونه گیاهی در مناطق بیابانی خراسان

نویسندگان

1 استادیار، گروه مرتع و آبخیزداری و عضو گروه پژوهشی خشکسالی و تغییر اقلیم، دانشکده منابع طبیعی و محیط‌زیست، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران

2 استادیار پژوهشی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان خراسان رضوی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، مشهد، ایران

3 استادیار پژوهشی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان خراسان رضوی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، مشهد، ایران

doi
10.22092/ijrdr.2025.132714
چکیده

سابقه و هدفاگرچه اکوسیستم‌های بیابانی به دلیل پوشش گیاهی کم و کربن محدود، معمولاً در بررسی‌های ترسیب کربن کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند اما به‌دلیل اینکه بیش از یک‌سوم اراضی سطح زمین، 55 درصد از کل مساحت ایران و بیش از 50 درصد از مساحت استان خراسان جنوبی را پوشش می‌دهند، بنابراین می‌توانند محل ذخیره کربن قابل توجهی باشند. این پژوهش با هدف بررسی میزان ترسیب کربن توسط شش گونه بیابانی Calligonum polygonoides، Seidlitzia rosmarinus، Artemisia sieberi، Stipagrostis pennata، Salsoa richteri و Zygophyllum eurypterum در مراتع شهرستان فردوس انجام شد.مواد و روش‌هادر این پژوهش، گونه غالب شش رویشگاه مورد مطالعه شناسایی شد و نمونه‌برداری زیر تاج پوشش گونه غالب انجام گردید. در رویشگاه Calligonum polygonoides، Seidlitzia rosmarinus،Zygophyllum eurypterum و Salsoa richteri ۳۰ پلات چهار متر مربعی و در رویشگاه‌های Artemisia sieberi و Stipagrostis pennata،30 پلات دو متر مربعی به‌طور تصادفی مستقر شدند و درصد تاج پوشش و تراکم گیاهی در هر پلات برآورد شد. سپس در همان پلات‌ها، در زیر تاج پوشش گونه غالب، پروفیل خاک تا عمق 70 سانتی‌متر حفر شد و نمونه خاک برداشت شده و به آزمایشگاه منتقل گردید. با برآورد درصد کربن آلی خاک (روش والکلی بلک) و وزن مخصوص ظاهری خاک (به روش کلوخه)، در نهایت میزان ترسیب کربن خاک اندازه‌گیری شد. داده‌ها در قالب طرح کاملاً تصادفی و برای مقایسه میانگین‌ها از آزمـون توکی در سطح احتمال پنج درصد استفاده شد. نرمالیتی و همگنی واریانس‌های مقادیر باقیمانده توسط آزمون‌های شاپیرو-ویلک و بارتلت بررسی شد. داده‌های حاصل از نتایج آزمایش‌ها با استفاده از نرم‌افزار R مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت.نتایجبه‌طورکلی نتایج نشان داد که بیشترین میزان کربن آلی خاک در رویشگاه‌های جفنه و درمنه و کمترین میزان آن نیز در رویشگاه اشنان مشاهده شد. بیشترین وزن مخصوص ظاهری خاک در رویشگاه اسکنبیل وجود داشت. نتایج تحلیل واریانس نشان داد که اثر رویشگاه بر ترسیب کربن خاک معنی‌دار (01/0 p<) و میزان این تأثیر متوسط تا زیاد است (ηp2 بین 10/0 تا 47/0). بیشترین و کمترین میزان ترسیب کربن به ترتیب در رویشگاه‌های قیچ (66/28 تن در هکتار) و اشنان (80/12 تن در هکتار) مشاهده شد. همچنین از لحاظ درصد پوشش گیاهی نیز بین رویشگاه‌ها تفاوت معنی‌داری مشاهده شد (01/0 p<). بیشترین و کمترین میزان درصد پوشش گیاهی نیز به ترتیب در رویشگاه‌های قیچ (84/36 درصد) و اشنان (15/10 درصد) به‌دست آمد. رویشگاه اشنان از کمترین میزان کربن آلی خاک و درصد پوشش گیاهی کمتر برخوردار بود و در مقایسه با سایر گیاهان، کمترین میزان ترسیب کربن را تولید نمود. گیاه جفنه نیز با وجود بالا بودن کربن آلی در خاک رویشگاه خود اما به دلیل پایین بودن تراکم و درصد تاج پوشش گیاهی ترسیب کربن کمی داشت. نتایج تحلیل همبستگی نشان می‌دهد که بین درصد پوشش گیاهی و ترسیب کربن رابطه مثبت و معنی‌داری وجود دارد (01/0 p<)، اما بین تراکم گیاهی و ترسیب کربن رابطه معنی‌داری مشاهده نشد (05/0 p>). نتیجه‌گیریمیزان ترسیب کربن با توجه به درصد پوشش گیاهی متفاوت بوده و بین درصد پوشش گیاهی با میزان ترسیب کربن رابطه مثبت و معناداری وجود داشت، در صورتی که بین میزان تراکم گیاهی و ترسیب کربن رابطه معنی‌داری مشاهده نشد. به‌طوری‌که در این بررسی رویشگاه قیچ دارای بیشترین درصد تاج پوشش گیاهی و ترسیب کربن بوده و رویشگاه اشنان از کمترین درصد پوشش گیاهی و ترسیب کربن برخوردار است. بنابراین می‌توان از پارامتر درصد پوشش گیاهی برای برآورد ترسیب کربن استفاده نمود. به‌عبارتی، رویشگاه‌هایی که گیاهان بوته‌ای و درختچه‌ای دارند می‌توان از روی درصد تاج پوشش، میزان ترسیب کربن را برآورد کرد.