اثر شدتهای مختلف برداشت بر شادابی و زندهمانی پایههای گونه Ferula haussknechtii H.Wolff ex Rech.f. در کردستان
نویسندگان
1 استادیار پژوهش، بخش تحقیقات جنگلها و مراتع، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی کردستان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، سنندج، ایران
doi
10.22092/ijrdr.2025.132719چکیده
سابقه و هدف: تولید اطلاعات پایه و شناخت عناصر اصلی اکوسیستم مرتعی نیاز اساسی هر نوع مدیریتی در این عرصههاست. این پژوهش جزو اولین تلاشهایی است که برای تعیین میزان آسیبپذیری یا مقاومت گونههای کلیدی در برابر چرای دام در منطقه سارال کردستان انجام شده است.مواد و روشها: برای سنجش اثر برداشت بر گونه مهم مرتعی Ferula haussknechtii، قبل از آغاز فصل رویشی سال 1386 تا پایان سال 1390 اقدام به محصور کردن قطعهای نیمهکتاری مرتع در سامان زردوان سارال شد. در این قرق تحقیقاتی 40 پایه از گونه مذکور بهصورت کاملاً تصادفی انتخاب شد و هر 10 پایه به تیمارهای برداشت تولید اندام هوایی از طریق چشمی به میزانهای 0، 40-20، 60-40 و 80-60 درصد اختصاص یافت. برای تعیین دقیق میزان برداشت در دامنه مورد نظر، تمامی تولید برداشتشده و تولید باقیمانده بعد از فصل خواب محاسبه شد. فصل چرا در سیستم سنتی چرای دام به نام «شگلداری» حدود 4-3 ماه است. تیمارهای برداشت در سه تکرار و با فاصله زمانی یک ماه (اردیبهشت، خرداد و تیر) انجام شد. برای محاسبه درصد دقیق تیمارهای قطع، تمام تولیدهای قطعشده و باقیمانده برداشت شدند و پس از خشککردن در هوای آزاد، توزین گردیدند. به همین منظور، تولید همه پایهها (بهجز شاهدها) در آخر فصل رویشی برداشت شدند. به مدت چهار سال و هر ساله اقدام به اندازهگیری یا برآورد چشمی ویژگیهای بنیه و شادابی، مرگومیر، ارتفاع و تولید در همه پایهها شد. در سال پنجم (1390) نیز، برای پایش آثار اعمال تیمارهای برداشت در سال استراحت، بدون اعمال تیمار، این ویژگیها اندازهگیری شد. با استفاده از طرح آماری کرتهای خردشده در زمان، تجزیهوتحلیل دادهها انجام شد. از آزمون چنددامنهای دانکن برای مقایسه میانگینها استفاده شد.یافتهها: میانگین تراکم این گونه در مرتع 41/0 پایه در مترمربع در ناحیه قرقشده است و در نقاطی از مرتع بهگونهای است که جزو گونههای غالب و گاهی گونه اصلی جامعه گیاهیست. نتایج بهدستآمده نشان داد، یکی از پایهها در 4 سال مورد مطالعه خشک شده بود. هیچیک از سطوح برداشت نتوانست بنیه و مرگومیر گیاهان را تحت تأثیر قرار دهد. پایههایی که در شدتهای مختلف برداشت شده بودند، در تولید اندام هوایی یکسان عمل کرده و دارای ارتفاع نهایی مشابهی بودند. اثر متقابل تیمار در سال برای ویژگی تولید اندام هوایی تفاوت معنیدار داشت (001/0P ≤) و برای ارتفاع نهایی تفاوت معنیداری نداشت (05/0P ≥).نتیجهگیری: تراکم بالای گونه در مرتع، با وجود خوشخوراکی بالا، نشاندهنده مقاومت گیاه به چرای دام است. در تأیید این موضوع، تیمار برداشت رویش سالانه اندام هوایی با شدت حدود 70 درصد نیز نتوانست آسیبی به گیاه وارد کند. با این حال، نتایج به خوبی نشان دادند که باید سال استراحت در سیستم چرایی این گونه لحاظ شود. سیستم چرای استراحتی برای تولید بذر یک ضرورت اجتنابناپذیر است. این گونه در دانش بومی دامپروری و مرتعداری، بهویژه، در سیستم چرای سنتی «شگلداری» اهمیت فراوان دارد. همچنین، با توجه به خوشخوراکی بالای این گونه برای گوسفند بومی، حضور فراوان گونه نشانـه سلامت مرتع و نزدیکی جامعه گیاهی به کلیماکس خود است.