بررسی آزمایشگاهی نقش رسوبات غیرچسبنده و مخلوط رسوبات در جریان بر ضخامت بهینه‌ سد تأخیری پاره‌سنگی

نویسندگان

1 دانشیار بخش مهندسی آب، دانشگاه شیراز- شیراز،

2 استادیار، گروه مهندسی آّب، دانشگاه شیراز

doi
چکیده

از دیرباز، سیلاب و روش­های مهار آن جهت حداقل­سازی خطرات و کاهش خسارات مالی و جانی وارده به بشر و طبیعت مورد توجه بوده است. سدهای تأخیری پاره­سنگی از جمله روش­های سازه­ای در راستای مهار سیلاب می­باشند که با کاهش دبی پیک سیلاب و به تأخیر انداختن زمان آن، خسارات سیل را در پایین­دست کمتر می­کنند. به­منظور طراحی رضایت­بخش این سدها، لازم است که وضعیت عبور رسوب از بدنه و ضخامت بهینه­ آن مشخص باشد. ضخامتی از سد تأخیری پاره­سنگی که از لحاظ اقتصادی به صرفه بوده و بیشترین مقدار کاهش را در دبی پیک سیلاب و کمترین میزان افزایش را در زمان تداوم آن ایجاد کند، ضخامت بهینه نامیده می­شود. بدین منظور، آزمایشاتی بر روی یک محیط متخلخل شبیه­سازی شده در آزمایشگاه هیدرولیک رسوب دانشگاه شیراز انجام گرفت. سپس با استفاده از برنامه احتمالی مونت کارلو در تحلیل نتایج آزمایشگاهی، درصد احتمال عبور رسوب از بدنه متخلخل نمونه سد در هر حالت از آزمایش حاصل گردید. بر اساس نتایج، هنگام استفاده از مخلوط رسوبات چسبنده و غیرچسبنده در جریان، ضخامت بهینه­ سد 7 تا 8 برابر قطر سنگدانه­های 2 سانتی‌متری به کار­رفته در بدنه بدست آمد که در این حالت، قطر متوسط رسوبات غیرچسبنده­ موجود در مخلوط رسوبات، 6/0 میلی‌متر بوده است؛ حال­آنکه در زمان استفاده از رسوبات غیرچسبنده­ با قطر 2/0 میلی‌متر در جریان، ضخامت بهینه 7 برابر اندازه سنگدانه­ها با قطر 5 سانتی‌متر در محیط متخلخل گردید.