شکافهای حکمرانی هوشمند منابع انسانی در سطوح فردی ، سازمانی و نهادی
نویسندگان
1 دانشیار، گروه مدیریت دولتی ، واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 استادیار گروه مدیریت راهبردی، دانشگاه عالی دفاع ملی، تهران، ایران
3 دانشجوی دکتری رشته مدیریت دولتی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22054/spsa.2026.92016.1144چکیده
استقرار حکمرانی هوشمند منابع انسانی، بهعنوان چارچوبی برای هدایت تصمیمات دادهمحور منابع انسانی، نیازمند همراستایی سه سطح فردی، سازمانی و ملی–نهادی است. مسئله پژوهش ناهماهنگی ساختاری میان این سطوح است که گذار به حکمرانی هوشمند را دشوار کرده است. هدف پژوهش شناسایی این شکافها و تبیین الزامات راهبردی برای ایجاد هماهنگی در این سطوح میباشد. پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شد. دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته با ۱۵ نفر از اساتید دانشگاه، مدیران ارشد و مدیران منابع انسانی یکی از بانکهای بزرگ کشور گردآوری شد. مشارکت کنندگان با نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی انتخاب شدند. یافتهها نشان داد شکست در استقرار حکمرانی هوشمند، محصول ناهماهنگی در چهار بعد فناورانه، توسعه سرمایه انسانی، عدالتمحور و فرهنگی است. در بعد فناورانه، شکاف میان سواد دادهای فردی، زیرساختهای سازمانی و نبود استانداردهای ملی داده محور دیده میشود. در بعد سرمایه انسانی، در توانمندی تحلیلی کارکنان با نظامهای موجود آموزش سازمانی و سیاستهای کلان آموزشی فاصله بسیار است. در بعد عدالتمحور، کارکنان فاقد درک کافی از عدالت سیستمی بوده و شفافیت سازمانی محدود است . همچنین مکانیزمهای نظارت بر هوش مصنوعی به درستی اجرا نمیشود. در بعد فرهنگی ناهماهنگی در آمادگی روانشناختی افراد، سبک رهبری و فرهنگ نهادی برای تحول دیجیتال وجود دارد. نتیجه اینکه حکمرانی هوشمند منابع انسانی فرآیندی شبکهای است و بدون همسویی در سه سطح فرد، سازمان و نهاد، استقرار آن با شکست ساختاری مواجه خواهد شد.