افسونزدگی سوژههای هیستریک در دوران پساحقیقتِ کرونا و رسانههای مجازی
نویسندگان
1 ارتباطات اجتماعی/ واحد تهران شرق/ دانشگاه آزاد اسلامی/تهران/ ایران
doi
10.29252/kj.2022.224257.1071چکیده
مقالۀ حاضر با مفهوم پساحقیقت در معنای نیچهای آغاز میشود و با مفهوم افسونزدگی در شکل دلقک نیچه خاتمه مییابد. ضمن شرحِ چگونگیِ رویاروییِ انسانِ امروزی با پساحقیقت، همچون حقیقتی ناحقیقی در دوران کرونا، و متمایزکردنِ مفهوم پساحقیقت از آنچه رسانهها خبر جعلی مینامند، پرسشهای تحقیق اینچنین مطرح میگردند که در رویارویی با مفهوم پساحقیقت چه سوژههایی برساخته میشوند؟ و این سوژهها چگونه برساخته میگردند؟ با بهرهگیری از رویکرد و روش روانکاوانۀ لکان، به اثبات این فرضیه میپردازم که سوژههای بر ساختهشده سوژههایی هیستریک هستند که در چرخش گفتمانی پدید میآیند و با پرسش از دال ارباب حفرۀ آن را برملا میسازند. سوژۀ هیستریک، با برملاساختن فقدان در دانشِ دیگریِ بزرگ از افسانه و ناحقیقی بودن حقیقت آگاهی پیدا میکند. بدین ترتیب، میل پیشازبانی اسطورهای (دلتا) را که گفتمان رایج به عقب رانده بود دوباره به جریان میاندازد. باتوجهبه جریانِ مجدد اسطورهها، سبقت آن از گفتمان رایج و پیوندی که با مطالعات اسطورهشناختی در فضای روانشناختی تحلیلی یونگ به وجود میآورد، به این پرسش کلی پاسخ میدهم که افسونزدگی در عصر اطلاعات و رسانههای مجازی چگونه است و حرکت بهسویِ افسونزدگی در دوران پساکرونا چگونه صورت میگیرد و چه کهنالگوی روانشناختیای فرافکنی میشوند؟ درنهایت، افسونزدگیِ سوژهها در دوران رسانههای مجازی با کهنالگوی جستوجوگر و در دوران پساکروناییِ پیشِ رو با دلقک نیچهای فرافکنی میگردد.