مدلسازی مطلوبیت زیستگاه آهوی ایرانی (Gazella subgutturosa subgutturosa) در منطقه شکارممنوع قراویز و استان کرمانشاه با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی
نویسندگان
1 هیات علمی دانشگاه هرمزگان، دانشکده علوم انسانی، گروه سنجشازدور و سامانه اطلاعات جغرافیایی
2 هیات علمی دانشگاه هرمزگان، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، گروه ارزیابی و آمایش سرزمین
3 هیات علمی دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، دانشکده شیلات و محیطزیست، گروه زیستگاهها و تنوع زیستی
doi
چکیده
تعیین وضعیت پراکنش گونههای حیاتوحش، وضعیت زیستگاههای تحت اشغال آنها و زیستگاههایی که شرایط حضور گونه را دارند به کمک روشهای ارزیابی زیستگاه از اهمیت بسزایی در مدیریت حیاتوحش برخوردار است. بهمنظور مدلسازی مطلوبیت زیستگاه آهوی ایرانی (Gazella subgutturosa subgutturosa) از روش حضور/عدم حضور با استفاده مدل شبکه عصبی پرسپترون چندلایه (MLP) استفاده شد. بهمنظور مدلسازی در منطقه شکارممنوع قراویز (فصول پاییز و زمستان) و پراکنش بالقوه در استان کرمانشاه از نقاط حضور گونه و به ترتیب 14 و 12 متغیر محیطی استفاده شد. اعتبار سنجی مدلها با استفاده از آماره ROC انجام گرفت که به ترتیب برای فصول پاییز، زمستان و کل استان برابر 87/0، 84/0 و 78/0 محاسبه شد که تائید کننده مدل MLP بود. نتایج حساسیت سنجی نشان داد که فاصله از متغیرهای جاده، چشمه و آبشخور و مناطق نظامی در فصل پاییز و متغیرهای ارتفاع، فاصله از مناطق حضور عشایر و تیپ پوشش گیاهی در فصل زمستان بیشترین تأثیر را بر پراکنش گونه داشته و متغیرهای ارتفاع، دما و تیپ پوشش گیاهی مهمترین عوامل مؤثر بر پراکنش گونه در مقیاس کلان بودهاند. ضریب همبستگی پیرسون بیانگر وجود همبستگی معنادار 83/0 بین مطلوبیت زیستگاه پاییزه و زمستانه است (05/0>P). 2551 هکتار از منطقه مورد مطالعه در هر دو فصل پاییز و زمستان دارای مطلوبیت بالا است. نتایج نشان داد که 70/12 درصد از مساحت استان جزء زیستگاه مطلوب گونه مورد مطالعه است. بر اساس نتایج به نسبت سایر زیستگاههای آهو در شرق رشتهکوه زاگرس، ارتفاع زیستگاه مطلوب در قراویز کمتر است