از جبران خسارت ناشی از جرم علیه کودک تا نحوه ترمیم خسارات؛ با نگاهی تطبیقی به قوانین کشورهای اروپایی، آمریکایی و اسناد بین المللی

نویسندگان

1 استادیار حقوق جزا و جرم شناسی دانشگاه ازاد اسلامی تهران واحد الکترونیک

2 دانش آموخته حقوق جزا و جرم شناسی دانشگاه مفید قم

doi
10.22054/jclr.2017.7119
چکیده

ارتکاب جرم علیه کودک، ضررهای مادی یا آزارهای جسمانی و در شرایطی خاص تألمات شدید روحی را برای او به بار می­آورد که این تألمات موجب هتک حیثیت و آبروی کودک شده و در شرایط حاد، نارسایی و اختلال روانی کودک  را سبب خواهد شد. مرحله­ی صدور حکم یا تعیین مجازات باید با سازوکارهای جبران خسارت مادی و معنوی اعم از عاطفی و روانی  همراه باشد که نه تنها، از ساده­ترین و در عین حال برجسته­ترین گونه­های حمایت از بزه­دیدگان است، بلکه، راه­کاری جهت پیشگیری از تکرار بزه­دیدگی و کاهش صدمات وارده به کودک و التیام بخشی آلام روحی و روانی او می­باشد. جبران خسارت باید از سوی خود بزه­کار و در صورتی که تحمیل آن بر بزهکار ممکن نباشد، از سوی دولت، بیمه و یا صندوق­های خاص تامین شود. آثار سازوکار جبران خسارت مستقیما بر کودک بزه­دیده تبلور می­یابد و هر چه گسترده­تر باشد از گسترش آسیب وارده در اثر ارتکاب جرم علیه کودک جلوگیری می­کند. بنابراین، تعیین مجازات برای بزهکارِ کودک آزار با سازوکارهای ترمیم و جبران خسارت­های وارده بر این بزه­دیدگان از رابطه­ی تنگاتنگ و حائز مطالعه­ای برخوردار است.