ارزیابی کیفی تناسب اراضی برای کشت کلزا و چغندرقند با روشهای متفاوت فائو (منطقه گیان، استان همدان)

نویسندگان

1 هیات علمی/دانشگاه ملایر

doi
چکیده

تناسب اراضی، درجه‌ای از مناسب بودن اراضی برای استفاده ویژه است. تناسب در شرایط حال یا پس از اصلاح محدودیت، قابل برآورد است. در منطقه گیان پس از نمونه‌برداری از 8 نیم‌رخ، تجزیه شیمیائی و فیزیکی نمونه‌ها انجام شد و نیم‌رخ‌ها براساس کلید رده‌بندی خاک (2014) در راسته انتی‌سولز و اینسپتی‌سولز طبقه‌بندی شدند. پس از جمع‌آوری اطلاعات اقلیمی، خاکی و زمین‌نما، ارزیابی تناسب اراضی برای محصولات کلزا و چغندرقند با استفاده از روشهای تناسب کیفی اراضی در سیستم فائو، و با کمک سامانه اطلاعات جغرافیایی انجام گرفت. نتایج روش پارامتریک (ریشه دوم) از بقیه روش‌ها دقیق‌تر و به مشاهدات واقعی نزدیک‌تر بود. درجه اقلیم برای چغندرقند 5/96 و برای کلزا 5/90 محاسبه شد. بنابراین اقلیم منطقه برای کشت‌های مورد نظر محدودیتی ندارد و هر دو در کلاس S1 قرار گرفتند. براساس روش محدودیت ساده کشت کلزا در زیر کلاس S3 (با مساحت 9/53 % از اراضی) و چغندرقند در زیر کلاس S2 (با مساحت 71% از اراضی) واقع شدند. روش محدودیت مبتنی بر تعداد و شدت محدودیت، برای کشت کلزا کلاس بحرانی S3 و در برخی نیم‌رخ‌ها کلاس S2 بدست آمد و برای کشت چغندرقند کلاس S2 و S1 محاسبه شد، نتایج بسیار مشابه روش محدودیت ساده بود. زیرکلاس محدودیت در روش پارامتریک (ریشه دوم) برای کشت کلزا S3 (88% مساحت منطقه ) برابر با 1350 هکتار از اراضی و برای کشت چغندرقند S2 (با بیشترین مساحت 6/43 از اراضی) برابر با 710 هکتار از اراضی و S3 بدست آمد. عوامل محدود کننده اصلی در منطقه، کمبود رطوبت، سنگریزه و pH است. نتایج نشان داد که اراضی مورد مطالعه برای کشت چغندرقند نسبت به کلزا از تناسب بهتری برخوردار است. استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیائی موجب تسریع تهیه نقشه‌های ارزیابی تناسب اراضی در منطقه شد.