بررسی رابطه ی ساختار توزیع قدرت در خانواده و مشارکت اجتماعی (مطالعه موردی: شهروندان استان گلستان)
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی بابل
2 دانشگاه گلستان
3 دانشگاه آزاد اسلامی بابل
doi
چکیده
مشارکت اجتماعی یکی از نیازهای اصلی جامعه بشری در عصر حاضر است. چگونگی ساختار توزیع قدرت عامل مهمی در نحوهی مشارکت اعضای خانواده تلقی میگردد. هدف این پژوهش، شناخت رابطهی ساختار توزیع قدرت در خانواده با میزان مشارکت اجتماعی است. روش پژوهش از نوع پیمایشی بوده و برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه استفاده شده است. اعتبار ابزار سنجش با استفاده از اعتبار صوری و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (76/0) مورد تأیید قرار گرفت. جامعه آماری تحقیق شامل 963135 نفر از ساکنان بالای بیست سال شهرهای گرگان و گنبد در استان گلستان بود که حجم نمونهای به تعداد 368 نفر به روش نمونهگیری چند مرحله ای توأم با روش تصادفی طبقهای متناسب انتخاب شد. یافتهها نشان داد که میانگین تمایل به مشارکت اجتماعی عینی 402/3 از 5 یعنی بیش از حد متوسط و میانگین تمایل به مشارکت اجتماعی ذهنی 488/2 از 5 یعنی کمتر از حد متوسط است. همچنین نتایج نشان داد که در خانواده های با ساختار متقارن (دموکراتیک) مشارکت اجتماعی در هر دو بُعد عینی و ذهنی، رابطه مثبت معنی داری دارد در حالیکه در خانواده های با ساختار قدرت نامتقارن (استبدادی) مشارکت اجتماعی در هر دو بُعد عینی و ذهنی رابطه منفی معنی داری دارد.