جایگاه دادۀ هیولایی در پدیدارشناسی استعلایی هوسرل
نویسندگان
1 دانشکده ادبیات دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.29252/kj.2022.228446.1128چکیده
ظریۀ دادۀ هیولایی نقشی مهم در پدیدارشناسی استعلایی هوسرل ایفا میکند. هوسرل، با تکیه بر این نظریه، شاکلهای دوگانه از هیولای حسی و مورفۀ قصدی تدارک میبیند که امکان حل مسائل بسیاری را در نظریۀ ادراک و قصدیت فراهم میآورد. در مقابل، برخی از پدیدارشناسان و مفسران هوسرل، ازجمله سارتر، مرلوپونتی، کوینتین اسمیث، آرون گوریچ و سوکولوفسکی، امکان و اهمیت این نظریه را زیر سؤال بردهاند و به زعم خود نشان دادهاند که با حذف دادۀ هیولایی و قائلشدن به شاکلۀ یکپارچهای از نوئسیسها نهتنها به نظریۀ قصدیت لطمهای وارد نمیشود، بلکه پدیدارشناسی هوسرل از شر عنصری نامفهوم و گنگ که فاقد ارزش تبیینی و اعتبار شهودی است خلاص میشود. در این مقاله میکوشم نشان دهم که بدون نظریۀ دادۀ هیولایی بخش مهمی از دستگاه نظری پدیدارشناسی هوسرل، ازجمله نظریۀ تقویم، با مشکل مواجه خواهد شد. تکیۀ من در پاسخ به این نقدها، بیش از همه، بر اهمیت دادۀ هیولایی در نظریۀ تقویم، شأن هستیشناختی دادۀ هیولایی بهعنوانِ ابژهای تحت مقولۀ صوریِ وابستگی در اونتولوژی صوری هوسرل و همچنین شأن پدیدهشناختی این دادهها بهمثابۀ موجودیتهای بیگانه با اگو است.