موقعیت عدمشناسی در دانش مابعدالطبیعه
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه دانشگاه مفید، قم، ایران
doi
10.29252/kj.2022.220721.1012چکیده
فلسفۀ اولی یا مابعدالطبیعه بنیادیترین دانش است. نیاز همۀ دانشها به مابعدالطبیعه نهفقط در سلسلۀ طولی دانشهاست، که مفاهیم آن نیز به دانشها وارد شده است و آنها را از درون به خود وابسته کرده است. اصلیترین مفاهیم مابعدالطبیعه سه مفهوم است: وجود و عدم و ماهیت (= هستی و نیستی و چیستی= بود و نبود و نمود). نمیتوان بحثی از مباحث مابعدالطبیعه را بدون حضور صریح یا ضمنی این سه مفهوم تصور یا تصدیق کرد. عموماً فلسفهها وجود و ماهیت را بیشتر کانون توجه قرار دادهاند، بیآنکه به عدم توجه نکرده باشند. ازاینرو، عدم و بحثهای ناظر به آن بیشتر بهصورتِ استطرادی در کتابهای فلسفی مطرح شدهاند. در این نوشتار میکوشیم نشان دهیم که سهم عدم در به سامان رسیدن دانش مابعدالطبیعه و مباحث آن تا چه اندازه است. پس از نشاندادن موقعیت شناخت عدم در مباحث معرفتشناسی، خداشناسی و جهانشناسی، طرح یک مابعدالطبیعه دربارۀ عدم پیشنهاد میشود که مابعدالطبیعۀ وجودی و ماهوی را کامل میکند. نتیجۀ این پژوهش ضرورت شناخت عدم و احکام آن بهدلیلِ حضور وسیع آن در مباحث مابعدالطبیعه و بهتبعِ آن در سایر علوم است.