ارزیابی یکپارچه عدالت بالفعل فضایی در دسترسی به تسهیلات پایه شهری به روش ارزیابی چندمعیاره فضایی؛ موردپژوهی: شهر اردبیل
نویسندگان
1 استادیار دانشکدة معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی
2 کارشناس ارشد برنامهریزی شهری، دانشکدة معماری و شهرسازی، دانشگاه شهیدبهشتی
doi
چکیده
در برنامهریزی توسعة فضایی از طریق توجه به موضوع عدالت توزیعی در فضاهای شهری سازوکار تحقق عدالت اجتماعی فراهم میشود. اساس عدالت فضایی توجه به توزیع عادلانة تسهیلات پایه در سطوح شهری است که مبتنی بر توجه همزمان به معیارهای فضایی و غیر فضایی در دسترسی، یا به بیانی توجه به «دسترسی بالفعل» مبتنی بر نیاز واقعی، علاوه بر دسترسی بالقوه مبتنی بر معیارهای تراکم و تجمع است. هدف اصلی در پژوهش پیش رو، با تأکید بر مفهوم عدالت فضایی در توزیع انواع تسهیلات پایه، یافتن راهکاری برای تحلیل وضعیت عدالت فضایی شهر اردبیل از طریق عرضة چارچوب یکپارچة ارزیابی است. علاوه بر این، با هدف لحاظ کردن تقاضاهای بالفعل، همزمان با تقاضای بالقوه در ارزیابی وضعیت عدالت فضایی، سازوکاری برای تلفیق تقاضا و نیازِ گروههای مختلف تقاضا (سنی و تحصیلی) با معیار دسترسی تعریف شده است. با این نیت در ارزیابی وضعیت در سطح موردپژوهی منتخبِ «مناطق چهارگانة شهر اردبیل» از روشهای نوین تحلیل جغرافیایی شامل روش حوزة نفوذ شناور دومرحلهای بهبودیافته برای سنجش بالقوة دسترسی فضایی حملونقل عمومی و روش حوزة نفوذ شناور سهمرحلهای برای اندازهگیری دسترسی بالقوة فضایی به تسهیلات آموزشی، درمانی، و فرهنگی و نیز روشهای ارزیابی چندمعیارة فضایی و تحلیلهای آماری فضایی استفاده شده است. یافتههای پژوهش مؤید آن است که، به لحاظ عدالت یکپارچة فضایی، منطقة یک اردبیل هم به لحاظ تقاضای بالقوه و هم تقاضای بالفعل محرومیت نسبی بالاتری در قیاس با سایر مناطق دارد. خروجی این مدل یکپارچه در پشتیبانی از تصمیمگیریهای برنامهریزان شهری بهراحتی قابل نمایش و تفسیر است.