ارتباط آموزش معماری و رجحان فکری دانشجویان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری معماری، دانشگاه شهید بهشتی
doi
چکیده
با توجه به ماهیت باز و چندوجهی مسائل طراحی، دانشجوی معماری در موضع یک طراح باید توانایی اندیشیدن به شیوههای عینی، ذهنی، نقادانه، و خلاقانه را با هم جمع کند. بر این اساس پرورش دانشجویانی با قدرت تفکر چندوجهی ضروری به نظر میرسد. مبنای پژوهش پیش رو نظریة مرتبط با بخشهای چهارگانة مغزیِ ند هرمان در خصوص «رجحان فکری» و بررسی شیوههای تفکر مرتبط با این چهار ربع مغز است. در بستر آموزش معماری پژوهشهای اندکی در این زمینه صورت گرفته است.مهمترین دلیل در ترجیح نظریة هرمان بر دیگر نظریهها قابلیت طبقهبندی افراد بر اساس اولویتهای چندگانه است. برخلاف دیگر ابزار که با آنها بیشتر مواقع اشخاص بر اساس یک سبک ترجیحی طبقهبندی میشوند. در پژوهش حاضر به صورت میدانی و با استفاده از عرضة پرسشنامة ساختارمند 120 سؤالی HBDI به 141 نفر از دانشجویان سال اول و آخر در مقطع کارشناسی رشتة معماری و شیمیِ دانشگاه ETH زوریخ در کشور سوئیس دادهها جمعآوری شده است.بنا بر یافتههای پژوهش، دانشجویان پس از پایان آموزش در دورة کارشناسی رشتة معماری، انعطاف بیشتری در استفاده از شیوههای مختلف تفکر نسبت به دانشجویان رشتة شیمی نشان میدهند. این مسئله بیانگر تأثیر آموزش معماری بر گسترش رجحان فکری در دانشجویان است که با توجه به خصوصیت چندبعدی معماری و ارتباط آن با حوزههای مختلف دانش منطقی به نظر میرسد.به نظر میرسد که آموزش معماری در بستر این تحقیق دانشجویان را به سمت استفاده از تمام ظرفیت مغز هدایت میکند، اما با توجه به اینکه عوامل مداخلهگر متفاوتی نظیر برنامه و شیوة آموزشی نیز در این فرایند تأثیرگذار است، میزان این حرکت به سمت تفکر تماممغزی در دانشگاههای مختلف میتواند متفاوت باشد. بر این اساس تمرکز بر شیوة آموزش، به منظور استفاده از سبکهای متنوع تفکر و گرایش به تسلط تماممغزی، موضوعی است که توجه به آن منجر به افزایش کیفیت آموزش معماری میشود.