اثرگذاری رسانه اجتماعی سازمانی بر بهره‌وری کارکنان با در نظر گرفتن نقش میانجی‌گری خودکارآمدی و تعدیل‌کنندگی جو غیرمدنی محیط کار

doi
10.22034/sep.2026.2082738.1455
چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی اثرگذاری استفاده از رسانه‌های اجتماعی سازمانی بر بهره‌وری کارکنان با در نظر گرفتن نقش میانجی خودکارآمدی و نقش تعدیل‌گر جو غیرمدنی محیط کار در شرکت‌های همکاران سیستم، شاتل و شرکت دانش‌بنیان فناوران سپهر ماهان است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش‌شناسی در زمره پژوهش‌های توصیفی-همبستگی طبقه‌بندی می‌شود. جامعه آماری پژوهش 565 نفر از کارکنان سه شرکت مذکور بود. طراحی نمونه‌گیری پژوهش به‌صورت چندمرحله‌ای (هدفمند – هدفمند – تصادفی ساده) اجرا گردید. به‌منظور تعیین حجم نمونه، ابتدا با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه 229 نفر برآورد شد که در نهایت 210 پرسشنامه معتبر و قابل تحلیل جمع‌آوری گردید (نرخ بازگشت مؤثر 92 درصد). داده‌ها نیز با استفاده از پرسشنامه‌های استاندارد شامل 35 گویه گردآوری و با روش مدل‌سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی و نرم‌افزارهای SmartPLS و SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از آزمون فرضیات پژوهش نشان داد که استفاده از رسانه اجتماعی سازمانی بر بهره‌وری کارکنان و همچنین بر خودکارآمدی تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین خودکارآمدی بر بهره‌وری کارکنان تأثیر مثبت و معناداری بر جای می گذارد. بررسی اثر غیرمستقیم با روش بوت‌استرپ نشان داد که رسانه اجتماعی سازمانی از طریق نقش میانجی خودکارآمدی بر بهره‌وری تأثیر مثبت و معناداری دارد و نوع میانجی‌گری از نوع جزئی است. طبق یافته‌های این پژوهش، جو غیرمدنی محیط کار رابطه بین رسانه اجتماعی سازمانی و بهره‌وری را تعدیل نمی‌کند و اندازه اثر بسیار کوچک برای این رابطه، عدم وجود تعدیل‌گری در این رابطه را تأیید می‌کند. با توجه به نتایج به‌دست‌آمده، رهبران کسب‌وکارها می‌توانند با پیاده‌سازی و استفاده از رسانه اجتماعی سازمانی در سازمان، ضمن بهبود خودکارآمدی، زمینه افزایش بهره‌وری کارکنان را فراهم آورند و در محیط رقابتی و پویای امروزی، مزیت رقابتی خود را نسبت به رقبا حفظ کنند.