منظر طبیعی به مثابة مقصد؛ تحلیلی از ابعاد اجتماعی «سبزراه»
نویسندگان
1 استادیار دانشکدة معمارى و شهرسازى، دانشگاه شهید بهشتى
doi
چکیده
چنین تصور میشود که حیات رسمی سبزراههای طراحیشده همزمان با رسمیت یافتن حرفة معماری منظر به مثابة یک پیشه و از اوایل قرن نوزدهم آغاز شده است. اما شواهد بیشماری در تاریخ وجود دارد که نشان میدهد انسان در همة فرایندهای مربوط به آبادانی سرزمین به این پدیده توجه کرده است.امروزه با توجه به تعاریف برنامهریزان و معماران از واژة سبزراه اجزای متفاوتی به این عنصر منظری افزوده شده است. بعلاوه، ناهمگونی در مفهوم سبزراه پیش از این موجب شده بود که فهرست یکسانی از اهداف و انتظارات برای ابداع آن در تجارب جهانی در اختیار نباشد. به این سبب و با در نظر گرفتن دقت نظری که در پژوهشهای جاری برای روشن شدن وجوه بومشناختی سبزراه مشاهده میشود؛ پژوهش حاضر به وجوه نسبتاً فراموششدة اجتماعی این عنصر منظری پرداخته است. پرسش دربارة علل اقبال اجتماعی به برخی از این عناصر منظری در مقابل برخی نمونههای دیگر، یکی از محورهای اصلی رسیدن به تعریف دقیق از این پدیده است. در این مسیر تحلیل مدارک تاریخی، اسناد تصویری نمونهها و مرورِ مباحث و مجادلات پژوهشی همگی از ضروریات و مبانی این پژوهش بودهاند.در نهایت و پس از تحلیل تفصیلی آرا و نمونهها، مقالة حاضر نه تنها وجوه اجتماعی متضمن موفقیت و دوام سبزراهها را فهرست کرده بلکه به مدد مرور نمونهها در سیری تاریخی تا به امروز، نحوه و گوناگونی تحقق این وجوه را نیز بررسی کرده است. نتایج ارائهشده میتواند علاوه بر تغییر نگرش در برنامهریزی این مسیرها، مبانی اصیل طراحی سبزراه را احیا و دیدگاههای نوین را با آن ادغام کند.