مساهمت بنیادی فیشته در زیباییشناسی آلمانی
نویسندگان
1 دانشگاه تهران
doi
10.29252/kj.2021.214294.0چکیده
چکیده: فیشته در زیبایی شناسی / فلسفۀ هنر آثاری به عظمت نقد قوۀ حکم کانت یا درسگفتارهایی دربارۀ زیبایی شناسی هگل پدید نیاورده است. در نتیجه، تا مدت ها عقیده بر این بود که او هیچ سهمی در زیباییشناسی ایدئالیسم آلمانی نداشته است. با وجود این، آثار اندکی از او به جا مانده که در آنها می توان مصالح لازم برای طرح و بسط یک فلسفۀ هنر نوآورانه و بدیع را تشخیص داد. در این مقاله این رأی را مطرح میکنیم که فیشته در عرصه زیبایی شناسی دستکم دو اقدام اساسی انجام میدهد: (1) نخست اینکه با انتقال ثقل بحث از زیبایی شناسی دریافت به فلسفۀ آفرینش هنری، به تعبیری در حوزۀ زیبایی شناسی انقلابی کوپرنیکی صورت میدهد و لذا زیبایی شناسی ذوق را به فلسفۀ هنر مبتنی بر روح آفریننده مبدل میسازد. (2) شأن زیبایی شناسی (در حقیقت، حس زیبایی شناسانه) را به مرتبۀ «شرطِ امکانِ فلسفه» ارتقا میدهد.