ایدئولوژی، فناوری، و معماری؛ از شکلِ سازه تا فرمِ معماری در گذر از روم باستان به ایتالیای عصر رنسانس و باروک

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری معماری، دانشکدة معمارى، دانشگاه صنعتى برلین

2 استاد دانشکدة معمارى، دانشگاه صنعتى برلین

doi
چکیده

رشد روزافزون فناوری همۀ ارکان زندگی بشر را دستخوش تحول کرده است و در این میان معماری نیز، تحت لوای دستیابی به پایداری، تجربیات فناورانه جدیدی را کسب می‌کند. گرچه برخی تئوری­های نوظهور در حوزۀ طراحی در ایجاد پشتوانۀ فکری لازم برای چنین تجربیاتی تلاش کرده­اند، با این حال پاسخ‌گو بودن آثار معماری حاصل از چنین روش‌هایی، به‌ویژه در حوزه­های فرامادی زندگی آدمی، محل بحث است. از این رو، در این تحقیق به راستی‌آزمایی دو نمونه از جدیدترین این تئوری­ها پرداخته می‌شود، در این نمونه‌ها بر استقلال فرم معماری از فرهنگ­های محلی و یا گسست ذاتی میان فرم و عملکرد در معماری تأکید می‌شود. در بخش اول مقاله با معرفی این نظریات، پیدایش آن‌ها به ‌مثابۀ نتایجی از گسست میان معماری و مهندسی، ریشه­یابی و بر فواید واکاوی ریشه­های تاریخی ارتباط میان فناوری و معماری تأکید می‌گردد. در بخش دوم مقاله صحت نظریاتِ تک­بعدگرایانۀ­ اخیر و نتایج حاصل از اعمال آن‌ها ارزیابی می‌شود. بدین منظور با روش تحقیق تفسیری‌ـ تاریخی و با مطالعۀ سیر تحول معماری مذهبی راه یافته در مرزهای امروزین کشور ایتالیا، در سه بازۀ زمانی روم باستان، رنسانس، و سپس باروک چگونگی ارتباط میان ارکان فکری جامعه و فناوری ساخت برای تولید فرم تحلیل و کارکرد آثار معماری در محیط طبیعی و در دل جریانات اجتماعی ارزیابی می‌شود. در این تحقیق برهم­کنش سازنده میان فناوری ساخت و ایدئولوژی را در خلق معماری نمایش داده و این‌گونه بر کاستی‌های نهان در نظریات فناورانۀ معاصر در حوزۀ طراحی تأکید می‌شود.