تجدید حیات مبتنی بر فرهنگ و اوقات فراغت، معرفی چارچوبی مفهومی برای احیای عرصه‌های رو به افت مراکز شهرها

نویسندگان

1 کارشناس ارشد دانشکدة معمارى و شهرسازى، دانشگاه شهید بهشتى

2 استادیار دانشکدة معمارى و شهرسازى، دانشگاه شهید بهشتى

doi
چکیده

«مراکز شهرها»، این هسته­های اولیۀ شکل­گیری شهرها، از اواخر قرن بیستم به دلایل گوناگونی مبتلابه افت کالبدی، اجتماعی، و اقتصادی شده­اند. همچنین تغییروتحولات حاصل از نیروهای جهانی شدن و گذار از اقتصاد صنعتی به پساصنعتی و خدمات‌ـ‌ محور و «چرخش فرهنگی»‌ــ تغییر تلقی از «فرهنگ» و از «هنر و میراث»، به «ثروت»ــ و شکل‌گیری اقتصاد مبتنی بر فرهنگ، از دهۀ 1980 منجر به تغییراتی در اقتصاد شهرها، فضاهای متروکۀ مراکز شهری، و به طور کلی ساختار فضایی شهرها شده است. در چنین شرایطی، عوامل مرتبط با فرهنگ و اوقات فراغت دارایی‌ای ارزشمند در اقتصاد نوین و روشی اصلی در تجدید حیات عرصه­های رو به افت مراکز شهری شده و نقشی محوری یافته‌اند.«تجدید حیات مبتنی بر فرهنگ و اوقات فراغت» الگویی جامع و یکپارچه از مشارکت فعال فضاها و فعالیت­های فرهنگی و اوقات فراغت به منزلۀ محرک اصلی و پیش­برنده در فرایند تجدید حیات شهری است که، با تلفیقی از راهبردها و کاربست عناصر و عوامل گوناگون، به احیای عرصه­های رو به افت شهری می­انجامد. در این میان، رویکرد آفرینش «مناطق فرهنگی»، که جامع­ترین ابزار کاربردی تجدید حیات مبتنی بر فرهنگ و اوقات فراغت است، به طور ضمنی سایر عناصر این‌گونه از تجدید حیات را در بطن خود دارد و همچنین، به دلیل تناظر عناصر مورد نیاز با قابلیت­های موجود در عرصه­های رو به افت مراکز شهری، رویکردی مناسب و درخور برای تجدید حیات این عرصه­های ارزشمند میراثی محسوب می­گردد.در این مقاله سعی بر آن است که با روش توصیفی‌ـ تحلیلی و با بررسی و تحلیل متون (روش اسنادی)، به تبیین اصول تجدید حیات عرصه­های مرکزی شهرها پرداخته شود و با معرفی راهبردها و عناصر کاربردی تجدید حیات مبتنی بر فرهنگ و اوقات فراغت، رویکرد جامع مناطق فرهنگی برای تجدید حیات عرصه­های رو به افت مراکز شهری معرفی شود و در انتها نیز چارچوب مفهومی معیارها و نشانگرهای آفرینش مناطق فرهنگی در این عرصه­ها عرضه گردد.